دریــچــه ای به داســـتان و نــقــــد
برداشت از مطالب این سایت بدون درج وبلاگ «دریچه ای به داستان و نقد» غیر اخلاقی و غیرقانونی است و پیگرد قانونی دارد.
                                                        
درباره وبلاگ

فرحناز علیزاده
نویسنده مجموعه داستان «آقای قاضی چه حکمی می‏دهید؟» نشر گل آذین سال 91
مجموعه داستان مکاشفه‏ چاپ اول مهر 92، نشر قطره/چاپ دوم دی 92
رتبه دوم نقد در جشنواره اصفهان
مدرس کارگاه داستان نویسی در فرهنگسرای و برگزاری نشست های نقد کتاب(به مدت6 سال)
مدرس کارگاه داستان و مکاتب ادبی در فرهنگسرای خاوران به مدت 3 سال
مدرس انواع نقد ادبی(نقد سنتی، فرمالیسم، روان شناسی، جامعه شناسی، ساختارگرایی ...) در فرهنگسرای خاوران
مدرس عناصر داستان در فرهنگسرای امید (قسمت آموزش )
برقراری نشست های نقد ادبی در خانه کتاب و فرهنگسرای فردوس، اخلاق، آفتاب، خاوران و... در سال 93
برگزاریبیش از ده ها نشست نقددر خانه کتاب
چاپ مقاله ی روان شناسی از فروید تا لاکان در کتاب عیار نقد(خانه کتاب) سال 1388
چاپ مقاله ساختارگرایی در کتاب عیار نقد (خانه کتاب) سال 1389
رتبه دوم مسابقه داستانی نویسندگان جوان کانون ادبیات ایران
برگزیده داستانی در جشنواره زاهدان
برگزیده داستانی در جشنواره بانه
رتبه دوم داستانی در فرهنگسرای اشراق
مدرس کلاس داستان نویسی پژوهشگاه دانش آموزان رشد سال 88
داور جشنواره هدی در سال 88
منتقد کتب دشت سوزان ، رولفو / تنهایی پر هیاهو،بهومیل هرابال، و....... در سرای اهل قلم
اجرای متعدد برنامه رادیویی : نقد کتاب.درباب زنانه نویسی/ نقد روان شناختی فروید و...
داور افتخاری داستان های چراغ مطالعه در سال 89
داور داستان های مسابقه طرح ترافیک/ سال 89
مدرس مکاتب ادبی عناصر داستان در فرهنگسرای خاوران در سال 89/90
داور مرحله دوم درجشنوراه لیراو سال90
مدرس کارگاه روزنه ای به کتاب و برگزاری نقدکتاب در فرهنگسرای اخلاق 90
بحث و بررسی مسائل گوناگون ادبی و نقدی در برنامه باغ آینه سال 90
برگزیده ی جشنواره نقد با مقاله« زنان در انتظار» در سال 90
داور جشنواره لیراو در سال 90
داور جشنواره ادبی هفت اقلیم در سال 91
دانش آموخته دوره 24 جلسه ای نقد ادبی شهر کتاب/ دکتر امیر علی نجومیان
دانش آموخته جلسات آشنایی با میشل فوکو و عقایدش( 12 جلسه) در شهر کتاب سال 90
دانش آموخته جلسات ( 12 جلسه) نظریه روایت در شهر کتاب، استاد نجومیان، سال 91
دانش آموخته دوره سه ساله نقد ادبی در کانون اندیشه جوان و دارنده مدرک و امتیاز برتر دانشجویی در این دوره
دانش آموخته دوره های حوزه هنری آرژانتین(رمان مدرن و پست مدرن)(دکتر حسین پاینده)
دانش آموخته دوره های نشانه شناسی ساختارگرا ( شهر کتاب، دکتر حسین پاینده)

مدیر وبلاگ : فرحـــــناز علـــــیزاده
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

انگار نه انگار!

رضا کیانیان*

واژگونی اتوبوس در کشور ما اتفاق جدید و عجیبی نیست.اما برخی از این واژگونی ها شاید تعبیر تلخ تری نسبت به دیگری داشته باشند.حدود بیست سال پیش اتوبوسى كه بچه‌هاى المپیاد ریاضى را مى برد در جاده واژگون شد و همه المپیادى‌ها در کمال ناباوری و در نهایت تلخی جان‌شان را از دست دادند. از میان آنها فقط یك دختر زنده ماند به نام مریم میرزاخانى.اكنون دکتر مریم میرزاخانی استاد ریاضیات دانشگاه استنفورد است و نخستین بانوی ریاضی‌دان تاریخ لقب گرفت که توانسته مدال فیلدز، معتبرترین جایزه دنیای ریاضیات را از آن خود کند. مدال فیلدز بالاترین نشان علمی رشته ریاضیات است که به دانشمندان برگزیده زیر چهل سال اهدا می‌شود و از آن به نوبل ریاضیات نیز تعبیر می‌شود.نمى دانیم چند مریم در آن واژگونى كشته شدند.نمى دانیم چند دانشمند ما كشته شدند! از این اتوبوس ها چند بار واژگون شده و هر بار واكنش چندانی از سوى رسانه‌هاى رسمى و مسئولان ندیدیم!حالا هم در واژگونى یك اتوبوس دیگر نوزده سرباز كشته مى شوند و بیست و سه نفر هم زخمى و بد حال بسترى مى شوند! ولى انگار نه انگار...

* بازیگر سینما

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Page/1206/16/%D8%B5%D9





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجمین نشست با هم بخوانیم کتابخانه فردوس فردا یکشنبه ششم تیرماه ساعت 17 به منظور مطالعه گروهی، معرفی و بررسی داستان «کلاه سیاه نخی» نوشته ایمان فراصت برگزار می‌شود.


به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای فردوس، سلسله محافل ادبی با هم بخوانیم از جمله برنامه‌های کتابخانه فردوس در سال جاری است که یکشنبه‌ها یک هفته در میان برگزار می‌شود.

در برنامه این هفته با هم بخوانیم کتابخانه فردوس داستان کلاه سیاه نخی از کتاب «13 داستان کوتاه از سیزده نفر» با حضور جعفر توزنده‌جانی نویسنده و منتقد ادبی و جمعی از علاقه‌مندان به کتابخوانی خوانش و بررسی می‌شود.

کتاب 13 داستان کوتاه از سیزده نفر، مجموعه‌‌ای است به قلم  داستان‌نویسان معاصری همچون علیرضا محمودی ایرانمهر، حافظ خیاوی، نازنین جودت، محسن حکیم‌ معانی، مهام میقانی، حسین مهکام، لیلا قاسمی، یاسر نوروزی، علی کرمی، مصطفی انصافی، ایمان احمد زاده خلیفه، ایمان فراصت و تانیا یزدانی.

در بخشی از داستان کلاه سیاه نخی آمده است: « سه سال دارو خورد و شناخت درمانی کرد، نشد، دارو را نخورد و نشد، شناخت درمانی را رها کرد و نشد، می‌خواست راه‌های آرام شدنش را خودش کشف کند، نشد، ورزش کرد، رها کرد، خانه ماند، بیرون رفت، دوست پیدا کرد، ول کرد، یکی دوبار مهمانی رفت، نرفت، تصمیم می‌گرفت بیرون بزند، لباس می‌پوشید، در می‌آورد، همراهی‌اش که می‌کردم آب شدندش را می‌دیدم، خیس عرق شدنش را،گاهی از حد اضطراب راه رفتن در شلوغی برایش ناممکن بود، می‌گفتند فوبی فضای باز دارد...»

مراکز فرهنگی هنری منطقه 5 با توجه به اهمیت کتابخوانی در جامعه و در راستای آشتی با کتاب و افزایش سطح سرانه مطالعه در سال جدید برنامه‌های مختلفی در حوزه کتابخوانی اجرا می‌کنند.

علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند به فرهنگ‌سرای فردوس واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار فردوس، بعد از تقاطع شهید سلیمی جهرمی مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره 44081043 تماس بگیرند.

بازخوانی «کلاه سیاه نخی» ایمان فراصت در فردوس





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مراسم تقدیر از محمود معتقدی در آستانه 70 سالگی‌اش با حضور احمدپوری، کامیار عابدی، فرهاد عابدینی، اسدالله امرایی و برخی از اهالی قلم برگزار شد.


به گزارش خبرنگار ایلنا؛ احمد پوری در ابتدای این مراسم گفت: وقتی فهمیدم به خود گفتم من مترجم شعر هستم چرا باید درباره‌ محمود معتقدی صحبت کنم؟ من در عمرم نقد شعر ننوشتم. من باید چه بگویم. تنها انتخاب برای من گفتن از شخصیت خود محمد معتمدی است.

او ادامه داد: 25 سال پیش در یکی از جلسات شعرخوانی من کسی را با سیبیل‌های بسیار سیاه دیدم. با چهره‌ای پرابهت نشست و چند بار دیده بودم از فرد کناری پرسیدم؛ او گفت محمود معتقدی است. با نامش آشنا بودم و نقدهایش را خوانده بودم. گذشت. دو روز بعدش همزمان با انتشار کتاب نرودا «هوا را از من بگیر، خنده‌ات را نه». آقای معتقدی با آن چهره باصلابت و سرکه شسته گفت: نقدی برای کتاب نوشتم. من با خوشحالی نقد را خواندم و دیدم ایشان بسیار بنده را نواخته‌اند، نقد ننوشته بودند خواسته بودند تشویق کنند. از همان زمان دوستی ما آغاز شد.http://www.ilna.ir/


در فضای آسیب‌پذیری و افسردگی هستیم










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دیگر نمی‌شود کاری کرد... فقط می‌توانیم با حسرت به نگاه‌های آخرین سلفی خیره شویم تا هزار و یک معنی را با خنده‌های بزرگ و عمیقشان با طعنه به ما بگویند... به ما بگویند که وقتی خواب بودیم؛ ۱۳ سرباز را در جاده تاریکی‌هایمان از دست دادیم... و دیگر کاری از دستمان بر نمی‌آید؛ جز تاسف خوردن و خواندن پیام‌های پی در پی تسلیت که ۱۳ سرباز وطن را بدرقه می‌کنند.

غم بزرگی که با یک خبر مخابره شد. گزارش شماره یک سازمان امداد و نجات. عملیات جاده‌ای. سقوط اتوبوس به دره. زمان ۲۰ :۱ بامداد. کیلومتر ۱۷ محور نی‌ریز-سیرجان. فوتی ۱۹ نفر و خبر‌های تلخی که پشت هم می‌آمد. اتوبوس حامل سربازان بود. ۱۶ نفر در صحنه و ۳ نفر در بیمارستان جان باختند. تلخی خبرها در این روز پایان نداشت، یکی از مصدومان نیز در بیمارستان فوت کرد و به جمع کشته‌شدگان این حادثه پیوست.

همه کشته‌شدگان سرباز نبودند، اما آخرین خبر حکایت از وجود ۱۳ سرباز وطن بین کشته‌شدگان داشت که جلوی چشم ما صف کشیدند و پرپر شدند...

صف کشیدند تا بخندند به هر چه خوش‌باوری و ساده‌دلی. خنده‌ای به عمق‌‌ همان خنده‌های عمیق توی سلفی آخر که قسمت نشد؛ توی تلگرام بینشان دست به دست شود...‌‌ همان خنده‌هایی که حالا می‌تواند؛ هزار و یک معنی برای ما داشته باشد، هزار و یک معنی که رویمان نشود، حتی توی عکس به چشم‌هایشان نگاه کنیم! که هر کدام از این نگاه‌ها بیانگر حرفی است. حرف از امیدها و آرزو‌هاشان، از دغدغه‌هاشان و از نگاه‌هایی که منتظرشان بودند.

از نگاهشان می شد، فهمید که می خواهند؛ در کنار هم بهترین روزها را در دوره خدمت سربازی برای خود رقم بزنند، اما هرگز تصور نمی‌کردند؛ این روزها به قیمت عمرشان تمام شود...

حالا دیگر نه می‌شود؛ حرفی زد... نه می‌شود؛ زمان را به عقب برگرداند تا مسئول راهداری دستور دهد؛ توی آن جاده لعنتی یک گارد ریل درست حسابی نصب کنند یا زمان را به عقب برگرداند تا آن شرکت مسافر بری کنترل فنی اتوبوس را به درستی انجام دهد و نه می‌شود زمان را برگرداند و ساعت حرکت اتوبوس را عوض کرد تا به شب و تاریکی و خواب الودگی راننده نخورد... دیگر نمی‌شود کاری کرد...فقط باید تاسف خورد...

نمی‌شود کاری کرد؛ برای بازکردن پلک‌های برهم نشسته سربازانی که اگر زود‌تر راه می‌افتادند، اگر جاده نامناسب نبود، اگر گارد ریل سر جایش بود، اگر ترمز اتوبوس سالم بود، اگر راننده خواب نبود یک روزی مهندس‌های این مملکت می‌شدند...

دیگر نمی‌شود کاری کرد... فقط می‌توانیم با حسرت به نگاه‌های آخرین سلفی خیره شویم تا هزار و یک معنی را با خنده‌های بزرگ و عمیقشان با طعنه به ما بگویند... به ما بگویند که وقتی خواب بودیم؛ ۱۳ سرباز را در جاده تاریکی‌هایمان از دست دادیم... و دیگر کاری از دستمان بر نمی‌آید؛ جز تاسف خوردن و خواندن پیام‌های پی در پی تسلیت که ۱۳ سرباز وطن را بدرقه می‌کنند.

هدی قبادیآخرین وضعیت سربازان حادثه دیده/ وجود بار اضافی یا مواد مخدر در اتوبوس قابل تائید نیست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نشست «ممیزی و نظارت در ادبیات داستانی» با حضور احمد شاکری و مهدی یزدانی‌خرم در محل پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، دومین جلسه از سلسله نشست‌های «مسائل ادبیات داستانی در ایران» با عنوان «ممیزی و نظارت در ادبیات داستانی» برگزار می‌شود. این جلسات با همکاری بنیاد ادبیات داستانی و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و در محل این پژوهشگاه برگزار می‌شود.

مهمانان مدعو جلسه یادشده، مهدی یزدانی خرم و احمد شاکری دو کارشناس حوزه ادبیات داستانی هستند که پیرامون محورهای تعیین شده در این باب، نظرات خود را مطرح می‌کنند.

سیاست فرهنگی ناظر بر شکل‌گیری ممیزی و نظارت در حوزه ادبیات داستانی، وجه مسئله‌مندی ممیزی و نظارت در ادبیات داستانی، میزان اثرگذاری و اثربخشی ممیزی و نظارت در وضعیت موجود ادبیات داستانی و راهکارهای بدیل برای نظارت در حوزه ادبیات داستاننی، محورهای این نشست اعلام شده است.

نشست «ممیزی و نظارت در ادبیات داستانی» ساعت ۱۱ روز چهارشنبه ۹ تیر در محل پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات واقع در تهران، خیابان ولی‌عصر، بالاتر از طالقانی، ابتدای خیابان دمشق برگزار می‌شود.

مناظره





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها که مسئولان در حال انتشار فیش‌های حقوقی خود با مبالغ نجومی هستند، شاید بد نباشد سری هم بزنیم به وضعیت اقتصادیِ اهل قلم، کسانی که به راستی گنجینه‌های ادبیات ما هستند و عادت کرده‌اند یا بهتر بگوییم عادتشان داده‌اند که با مبالغ اندکی که از حق‌التألیف‌ها دریافت می‌کنند؛ روزگار بگذرانند. این گروه نه فیش حقوقی دارند و نه کارمند جایی هستند جز تعدادی اندک که مثلا استاد دانشگاهند یا کارمند یک اداره؛ مابقی تنها از راه نوشتن روزگار می‌گذرانند.

خشایار دیهیمی که مترجم شناخته‌ شده‌‌ای‌ست در رابطه با موضوع فیش‌های حقوقی منتشر شده؛ می‌گوید: اینکه اهل قلم پول چندانی دریافت نمی‌کنند بر همه‌ مردم آشکار است. مسئله‌ مهم آسیب‌شناسی حقوق‌های کلان است. این حقوق منهای رانت‌هایی است که دریافت می‌کنند. این بحث؛ بسیار کلان است.

امیرحسن چهلتن نیز معتقد است: نویسنده‌ حرفه‌ای شغلی جز نوشتن ندارد. هر نویسنده‌ای؛ خانواده دارد که با درنظر نگرفتن حقوقش در جامعه، در واقع اقتصاد یک خانواده به خطر می‌افتد.

یونس تراکمه می‌گوید: ما دو نوع داستان‌نویس داریم. یکی رسمی و دیگری غیررسمی. برخی نویسنده‌های دولتی که وابسته به جریان ایدئولوژیک هستند و از جانب نهادهای خاص حمایت می‌شوند، کتاب‌های خود را در تیراژ بالایی مانند 6 هزار جلد منتشر می‌کنند و همه‌ نسخه‌ها نیز فروش می‌رود! اما آنها را نمی‌توان با نویسندگان مستقل مقایسه کرد.

چهلتن می‌گوید: ما از خودی‌ها نیستیم که مورد حمایت باشیم. برخی از نویسندگان خاص! چند پست و سمت در نهادهای گوناگون دارند و از چند جا حقوق می‌گیرند. ولی نویسندگان مستقلی مثل من با مسائلی ازجمله سانسور و مشکلات اقتصادی مواجهیم.

او ادامه می‌دهد: من اگر می‌خواستم از طریق فروش کتاب‌هایم زندگی کنم، امروز باید کاسه‌ گدایی به دست گرفته و می‌نشستم جلوی وزارت ارشاد.

نویسنده در ایران نمی‌تواند با خیال آسوده صبح که از خواب بیدار می‌شود؛ لیوان چای یا قهوه‌اش را به دست گرفته و پشت میز کارش بنشیند. او باید برای گذران زندگی‌ شغلی داشته باشد چراکه در ایران نویسندگی شغل نیست و نمی‌توان با حقوق آن زندگی کرد.

تراکمه در این‌باره می‌گوید: سیستم به گونه‌ای نیست که نویسنده‌ حرفه‌ای بتواند از راه قلم زندگی‌ِ خود را تأمین کند. مسئله تنها حق‌التألیف نیست، بلکه باید حمایت‌های قانونی تعریف و حق کپی رایت رعایت شود. چنین امکاناتی در یک جامعه‌ مدنی باید برای اهل قلم درنظر گرفته شود. نویسنده نباید به دولتی وابسته باشد. اگر کسی در این شرایط بخواهد از راه قلم به پول برسد باید از خودش مایه بگذارد و خود را در مسیر درآمدها قرار دهد.

خشایار دیهمی نیز با بیان اینکه فریاد ما به جایی نمی‌رسد، می‌گوید:‌ دولت‌ها برای اهل قلم حق و حقوقی قائل نیستند. شکایت من از این است که گاه همان درآمد اندک هم از اهل قلم دریغ می‌شود و هیچکس به این موضوع رسیدگی نمی‌کند. طبق قرارداد مشخص است که نویسنده باید چقدر دریافت کند اما گاه این مبلغ ناچیز هم خورده می‌شود و به دادگاه هم که شکایت می‌شود کاری از پیش نمی‌رود. یعنی هیچ چیز به نفع نویسنده و مترجم نیست.

به راستی که نوشتن این روزها نوعی جهاد در راه انسانیت است. با وجود راه‌های پر پیچ خمی مانند سانسور و خودسانسوری و پروسه‌ سنگین دریافت مجوز، نویسندگان با مشکل بزرگتری به نام اقتصاد همواره درگیر هستند. برخی از آنان با افزایش فشارهای اقتصادی؛ نوشتن را کنار گذاشته و به کارهایی می‌پردازند که بتواند معیشت‌شان را تأمین کند. و این موضوع بیشتر دامنگیر جریان ادبی مستقل است.

دیهیمی می‌گوید: فریاد ما به جایی نمی‌رسد. فاجعه‌ خیلی گسترده است. من تاکنون 200 کتاب منتشر کرده‌ام که همه تجدیدچاپ می‌شوند. دست‌کم فردی مانند من نباید دغدغه‌ معاش داشته باشد. اما حق تجدیدچاپ‌ها هم به من نمی‌رسد و خورده می‌شود.

کسی که برای تألیف یا ترجمه‌ی یک اثر مدت زمان زیادی را وقت صرف کرده، مبلغی که به عنوان حق‌التألیف دریاف می‌کند؛ بسیار ناچیز است ناچیزتر از آنکه در برابر صفر چهارم فیش حقوقی برخی مدیران اجازه عرض اندام داشته باشد.

فکر می‌کنید حق‌الترجمه‌ کسی مانند خشایار دیهیمی که مترجم شناخته شده‌ای‌ست و کتاب‌هایش مرتب تجدیدچاپ می‌شود؛ چقدر است؟

خودش می‌گوید: هجده درصد پشت جلد.

این به آن معناست که اگر کتابی با تیراژ هزار نسخه و با قیمت پشت جلد 10 هزار تومان منتشر شود، مبلغی که به عنوان حق‌الترجمه دریافت خواهد کرد یک میلیون و هشتصد هزارتومان است!

حمیدرضا آتش پرور با بیست درصد حق‌التألیف کار می‌کند که اگر با چهارچوب مثال فوق بخواهیم سهم او را از یک کتاب 10 هزار تومانی با هزار نسخه تیراژ حساب و کتاب کنیم؛ می‌شود دو میلیون تومان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




«کوین هاردکَسِل» با اولین کتاب خود موفق شد جایزه 20 هزار دلاری بخش ادبیات انگلیسی «تریلیوم» را به خانه ببرد.
به گزارش ایسنا، «سی.بی.سی» نوشت: جایزه ادبی «تریلیوم» که ویژه برترین آثار نویسنده‌های اهل انتاریو کاناداست، در بخش ادبیات انگلیسی به مجموعه داستان کوتاه «دبریس» نوشته «کوین هاردکسل» تعلق گرفت.

«دبریس» اولین اثر ادبی این نویسنده اهل تورنتو است. مجموعه جوایز «تریلیوم» در سال 1987 توسط دولت انتاریو برای حمایت از نویسندگان این ایالت راه‌اندازی شد. «مارگارت اتوود»، «آلیس مونرو» و «توماس کینگ» از جمله برندگان پیشین این جوایز هستند.

کتاب «هاردکسل» مجموعه‌ای از 11 داستان درباره چند منطقه به حاشیه‌رفته در کانادا و مردم منزوی آن‌هاست. ناشر این کتاب هم جایزه‌ای دو هزار و پانصددلاری دریافت می‌کند.

جایزه 10 هزار دلاری شعر انگلیسی‌زبان «تریلیوم» 2016 به «سورایا پیربای» شاعر مجموعه «بگو: اشعاری برای دخترانگی» اعطا شد. وی پیش‌تر به مرحله نهایی جایزه شعر «گریفین» راه پیدا کرده بود.

در بخش ادبیات فرانسه «تریلیوم» که شامل جایزه 20 هزار دلاری می‌شود، نام «ورونیک ـ ماری کای» به عنوان برنده اعلام شد. «دیوید منارد» هم در بخش شعر فرانسوی‌زبان به عنوان برنده این دوره معرفی شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سلام به تمامی دوستان
 به دلیل پیشنهاد و رضایت دوستان از دوره اول کارگاه مجازی( شناخت ژانر های ادبی) دوره ی دوم این کارگاه در گروه دریچه ای به داستان و نقد برای اواسط تیر ماه (22 تیر)  ادامه خواهد یافت.

کارگاه مجازی نقد و شناخت ژانر های ادبی؛ هر هفته روز های سه شنبه؛ ساعت شش و نیم عصر تا هشت شب در گروه دریچه به مدت 8 جلسه و با پرداخت شهریه 25 هزار تومان از  22 تیر ماه برقرار خواهد بود.
25 هزار تومان برای هشت جلسه است.

 کارگاه دوره ی دوم شناخت ژانر های ادبی: 

1-  نقد داستان دوستان به شیوه ساختارگرایی و شناخت همراهان گروه از نحوه نقد ساختاری به شیوه ساختارگرایی از کل به جزء به همراه راه کار و پیشنهاد برای بهبود داستان های نگارش یافته. 

2-  شناخت ژانرهای داستانی (داستان های مدرن/ داستان های پستمدرن/ داستان ها فانتزی/ تفاوت بین داستان سوررئال با علمی تخیلی و فانتزی و... در کنار مباحث و تکنیک های نگارش

 دوستانی که مایل به شرکت در گارگاه مجازی ژانر های ادبی هستند،می توانند در خصوصی با  (خانم مریم شجاعی) ارتباط بگیرند تا بعد از واریز 25 هزار تومان شهریه( به شماره:5022291007143611  بانک پاسارگاد/ مریم شجاعی) به گروه دریچه وکارگاه اضافه شوند.

ساعت کارگاه مجازی از 6 تا 8 عصر روزهای سه شنبه است.دوستان از هم اکنون تا 10 تیر  ماه مهلت ثبت نام دارند . کلاس مجازی از 22 تیرماه آغاز میشود

برای ارتباط دوستان جدید به کارگاه مجازی دوره دوم ژانر های ادبی @Alizadehfarahnaz




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوستان عزیز 

 1- به دلیل حجم کاری خودم( مشغول جمع آوری تدریس ها برای چاپ کتاب)

2- به دلیل کم و زیاد شدن بازدید های شما عزیزان( گاهی تامرز 3 هزار و گاهی تا 500 نفر)

3- بیماری خودم(دیسک کمر) و بیماری مادر( مشکلات بعد از سکته ناقص)

4 - شروع کلاس  مجازی در تلگرام  و گروه : دریچه داستان و نقد

من بعد گه گاه به وبلاگ سرک خواهم کشید. 

مگر آن که بازدیدشما دوستان به روال سابق برگردد و من هم به روال گذشته هر روز در خدمت شما







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Image result for ‫« پاییز فصل آخر سال»‬‎

انسانِ مقهور شرایط

فرحناز علیزاده

رمان« پاییز فصل آخر سال» در چند نگاه

3- استفاده از تکنیک فلاش بک و برگشت به گذشته با پل تداعی: توجه داشته باشیم ما معمولا وقتی از فلش بک و پل تداعی استفاده می کنیم که در سکون و آرامش باشیم وقتی در حالت اضطراب به سر می بریم،وقتی دست و پای خود را گم می کنیم دیگر دارای ذهنی منسجم نیستیم که بخواهیم پی در پی با پل تداعی به گذشته رجعت کنیم. در صفحات پایانی بخش پاییز،وقتی لیلا نگران است« قلبم محکم میکوبد و از چیزی خالی میشود.لب هایم به هم قفل شده.صدایم را نمیشناسم.سربازهایم در دستهایم خیس شده اند»(126ص) که نشانگر حالت آشفته ودل نگرانی لیلا است؛.......
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





دوره‌ی آموزش ویرایش با تدریس استاد علی صلح‌جو در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار می‌شود. در این دوره‌ی هجده جلسه‌ای، ویرایش صوری و زبانی به صورت نظری و کارگاهی تدریس می‌شود. شرکت در این دوره نیاز به گذراندن آزمون ورودی دارد که در آن توانایی هنرجو در زبان فارسی و انگلیسی (با اولویت زبان فارسی) و معلومات عمومی سنجیده می‌شود. پس از گذراندن این دوره به کسانی که در آزمون پایانی موفق شوند، گواهی‌نامه داده خواهد شد.


علاقه‌مندان برای دریافت کارتِ شرکت در آزمون ورودی، که سه‌شنبه ۲۲ تیر ساعت ۱۰ برگزار می‌‌شود، باید تا ۱۲ تیر در ساعت اداری به مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست) نبش کوچه‌ی سوم مراجعه کنند. افرادی که در آزمون ورودی این دوره پذیرفته شوند، پس از ثبت‌نام، از ۱۹ مرداد در روزهای سه‌شنبه ساعت ۱۰ تا ۱۲ می‌توانند در کلاس حضور یابند.


برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید با شماره‌‌های ۸۸۷۲۳۳۱۶ و ۸۸۷۱۷۴۵۸ تماس بگیرید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




کسره  حق مسلم ماست
آفتابه درخشان حقه مسلمه آن‌ها!

برایم پیام فرستاد که «چه آفتابه درخشانی!» پرسیدم «مگه آفتابه گرفتید؟ از این آفتابه مسی‌های دکوری؟» جواب داد «خاک تو سره بی‌ذوقت کنن، آفتابه چیه!» برایش یک عدد زبانِ دراز با چشمک ‌فرستادم و نوشتم «مجید دلبندم، خودت به جای آفتاب درخشان نوشتی آفتابه درخشان. در ضمن سرِ من هم تهش ه نداره.» جواب داد «دسته بابات درد نکنه با این پسر بزرگ کردنش. اصلاً برو گم شو!»

خیلی دوست داشتم همان لحظه بروم گم شوم، ولی طاقت نیاوردم و باز برایش نوشتم «مگر بابای من دسته دارد؟» و چند تا چشم گرد و گشاد هم برایش فرستادم. جواب داد «وای خدا، آخرش منم مثله خودت دیوونه می‌کنی!» فکر کردم دیگر وقتش است واقعاً بروم گم شوم، ولی مگر می‌شد همان‌طور که دارم می‌روم گم شوم، فکر نکنم به معنای مُثله و این‌که مگر مثله با مثلِ و مثه فرق ندارد؟ امان از این کسره و ه!

«حداقل» چهار تکواژ برای صدای e یا همان کسره داریم:

۱- اضافه: دست شما، مثل من، کتاب خوب، فروغ فرخزاد
من: جان من فدای خاک پاک میهنم
او: جانه من فدایه خاکه پاکه میهنم

۲- به جای «است» و برخی حروف آخر کلمه‌ها در فارسی محاوره: حالم خوبه، می‌خوره، اگه
من: یه امشب شب عشقه، زمونه رنگارنگه
او: یِ امشب شب عشقِ، زمونه رنگارنگِ

۳- نشانه‌ی معرفه در فارسی محاوره‌: دختره، پسره، مغازه‌داره
من: خونه‌ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
او: خونه‌ی مادربزرگِ هزار تا قصه داره

۴- پسوند در انتهای اسم‌ها و صفت‌ها: دهنه، انگیزه، روزنه
من: صد دانه یاقوت، دسته به دسته
او: صد دانِ یاقوت، دستِ به دستِ

باید این راهنما را برایش بفرستم، ولی چند وقتی است که رفته‌ام گم شده‌ام! همان طور که چند وقتی است جای قبلیِ کسره و ه هم گم شده است. هم در نوشته‌های روزانه‌ی مردم و هم به‌تازگی در رسانه‌های مکتوب، از روزنامه‌ها و پایگاه‌های خبری اینترنتی بگیر تا حتا زیرنویس برنامه‌های تلویزیونی. مثل همان روزنامه‌ای که تیترِ یک زده بود «انرژیه» هسته‌ای… و لابد اگر می‌خواست شعار تزلزل‌ناپذیر چند سال پیش را تکرار کند، می‌نوشت: حقه مسلمه ماست. یادش به خیر، تا همین چند وقت پیش از این «هـ»های اضافه و غلط‌انداز در آخر خیلی از کلمه‌ها خبری نبود و حق، هنوز همان حق بود، نه حقه!



این یادداشت در ایسنا:
http://isna.ir/news/95031715315





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




انجمن صنفی مترجمان تهران و دانشکده زبان و ادبیات خارجه دانشگاه تهران دوره آموزش فن ترجمه و ویرایش برگزار می‌کنند.

به گزارش ایلنا، این دوره آموزشی در راستای تحقق اهداف آموزشی انجمن صنفی مترجمان شهر تهران، با همکاری دانشکده زبان و ادبیات خارجه دانشگاه تهران و با تدریس علی صلح جو برگزار می‌شود.

در ابتدای هر جلسه نکاتی دربارۀ مسائل نظری ترجمه (زبان‌شناسی ترجمه) توضیح داده می‌شود، پس از آن یک یا چند قسمت متنی به شیوۀ کارگاهی و مقایسه‌ای از انگلیسی به فارسی ترجمه و تحلیل می‌‌گردد. در خلال این فرآیند به مسائل ترجمه و نکته‌های ویرایشی مربوط نیز پرداخته می‌شود. متن‌ها عموماٌ از حوزۀ علوم انسانی و اجتماعی و در سطح دانش‌آموختگان کارشناسی ترجمه انتخاب شده است.

شرکت‌کنندگان در این دوره، پس از گذراندن آزمون ورودی (معلومات عمومی و ترجمۀ متنی کوتاه) مجاز به حضور در کلاس‌ها خواهند بود و با گذراندن آزمون نهایی گواهی مورد تایید دانشگاه  دریافت خواهند کرد.

زمان برگزاری آزمون ورودی: شنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۹۵

مدت دوره: ۱۵ جلسه ۳ ساعت

زمان شروع دوره: 7 مرداد ۹۵

علاقمندان می‌توانند جهت ثبت نام و شرکت درآزمون ورودی می‌توانند از طریق لینک زیر اقدام به پر کردن فرم مربوطه نمایند:

http://www.tiat.ir/fa/form/%D9%81%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%81%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4

یا با شماره ۷۷۶۲۰۹۴۱ ، دفتر انجمن تماس بگیرند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی برای دریافت آثار تألیفی و ترجمه‌ای زنان در ۶ رشته فراخوان داد

.از این رو از تمام زنان اهل قلم از شاعران، نویسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگرانی که آثارشان برای نخستین‌بار در سال­های ۱۳۹۳و ۱۳۹۴ منتشر شده، دعوت می­شود تا یک نسخه از آثار خود را به دبیرخانه جایزه بفرستند.

حوزه مورد ارزیابی هیئت داوران، كتاب­های تألیفی و ترجمه­ای زنان است كه به زبان فارسی منتشر شده و موضوعات آن عبارتند از:

شعر، ادبیات داستانی (داستان بلند، داستان كوتاه)،  ادبیات نمایشی (نمایشنامه)، پژوهش‌های ادبی (نقد و پژوهش و مجموعه مقالات ادبی که به صورت یک کتاب منتشر شده باشد.)،  ادبیات كودكان (داستان و شعر كودك و نوجوان) و ترجمه (شامل آثاری است که در حوزه­های پنج­گانه فوق از زبان دیگری به فارسی ترجمه شده باشد.)

مهلت ارسال آثار: ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۵.
نشانی ­دبیرخانه: تهران، خ کریمخان زند، خیابان سنایی، کوچه پنجم (اعرابی)، پلاک ۶، بنیاد شعر و ادبیات داستانی

مراسم اختتامیه هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی که به زودی هیأت علمی خود را معرفی می‌کند، مرداد امسال در تهران برپا می‌شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




ژانر علمی‌تخیلی

شاخه اثر کوتاه برگزیده

ردیفنام اثرنام نویسندهسن
۱۱۹۲۵زهره طاهرخانی۳۳ سال
۲بیت‌های خودسرشهاب صفری۴۵ سال
۳تهران ۹۴۱۳مهسا تکاپومنش بقایی۴۰ سال
۴جنجالی‌ترین دادگاهدر مثلث برمودالیلا باقری۲۹ سال
۵چهارشنبه متفاوتمجید دهقان‌نصیری ۴۴ سال
۶زندان هزارهمحمد مسعودی۲۹ سال
۷شبح میدان انقلابکسری ولایی۲۵ سال
۸نه دود و نه آتشنه گرد و نه خاکعلی امیرریاحی۳۵ سال

ژانر علمی‌تخیلی

شاخه اثر بلند برگزیده

ردیفنام اثرنام نویسندهسن
۱روهانفاطمه نخعی۲۱ سال
۲بعد از ما بیابان منجمدمعین منصوری‌فرد۲۴ سال
۳دو بی‌همتامجید دهقان‌نصیری

 ۴۴ سال

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 149 )    1   2   3   4   5   6   7   ...