اولین مجموعه داستان عطیه راد که به قول خودش روز معلم سال 59 به دنیا آمده شامل 16 داستان کوتاه است .

داستان اول این مجموعه که به گفته ی راد مقام اول جشنواره ی داستان ایرانی را در شب یلدا سال 86 از دست علی خدایی از آن خود کرده است به حسام الدین تبریزی اختصاص یافته است. شخصیتی که  به خاطر کفش تنگ و نویی، پاش تاول می زند تا تاولش شود زخم و زخم شود چرک تا آن که دکتر به او بگوید که باید عمل کند وتا بالای انگشتها ببردش.اما داستان به همین جا ختم نمی شود. بعد بریدن پا  تازه حاجی به فکر کفن و دفن قسمت بریده شده، می افتد و هنگام تشیع جنازه ی پا انگار تو ختم و عزای سیدالشهدا باشد های های زار می زتد.
اینجااست که می توان گفت داشتن سوژه ناب و بکر داستانی یکی ازملاک های انتخاب در هرجشنواره ای است. اما داستان با تمام زیبایی اش خالی از اطناب نیست.

 خواندن داستان های دیگر این مجموعه چون « شام آخر » و « ساعت مچی» نیز خالی از لذت نیست.تا باشد زمانی که همه ی داستان ها را بخوانم و اگر شد مطلبی نیز برایش بنویسم.به هر حال تبریک و صد تبریک برای چاپ کتاب به عطیه راد در این روز های....
آنچه در پشت جلد می خوانیم.

«نرسیده عصایش را زمین گذاشت و کیسه ها را باز کرد.اگر حال به این منوال نبود شاید کسی لب به شوخی وا می کرد، ولی همه ساکت ماندند تا خودش بگوید:می بینم که به خیالتان سجل آوردم و پول که بشود باز رای خرید. نه آقا! خبر به ما هم رسید......