تبلیغات
دریــچــه ای به داســـتان و نــقــــد - مطالب نقد
 
دریــچــه ای به داســـتان و نــقــــد
برداشت از مطالب این سایت بدون درج وبلاگ «دریچه ای به داستان و نقد» غیر اخلاقی و غیرقانونی است و پیگرد قانونی دارد.
                                                        
درباره وبلاگ

فرحناز علیزاده
نویسنده مجموعه داستان«سر سبیل هایت را نجو» نشر مروارید بهار 96
مدرس داستان نویسی دوره مقدماتی و پیشرفته در فرهنگسرای ملل؛خانه فرهنگ عظیمی(روزهای چهارشنبه هر هفته) . منطقه 1. به مدت دو سال/ برقراری نشست های نقد و معرفی کتاب در کتابخانه عظیمی
برپایی نشست های نقد و معرفی کتاب در منطقه3 . کتابخانه دکتر علی شریعتی. و فرهنگسرای رسانه هر 15 روز یکبار
دبیر کانون داستان امروز ملل در فرهنگسرای ملل. بوستان قیطریه. 96
مدرس عناصر داستان نویسی در فرهنگسرای امید. روزهای 5 شنبه هر هفته. همراه با ارائه مدرک برای هر ترم و چاپ داستان دوستان درماهنامه( مدت 2 سال)
نویسنده مجموعه داستان «آقای قاضی چه حکمی می‏دهید؟» نشر گل آذین سال 91
مجموعه داستان مکاشفه‏ چاپ اول مهر 92، نشر قطره/چاپ دوم دی 92
رتبه دوم نقد در جشنواره اصفهان
مدرس کارگاه داستان نویسی در فرهنگسرای و برگزاری نشست های نقد کتاب(به مدت6 سال)
مدرس کارگاه داستان و مکاتب ادبی در فرهنگسرای خاوران به مدت 3 سال
مدرس انواع نقد ادبی(نقد سنتی، فرمالیسم، روان شناسی، جامعه شناسی، ساختارگرایی ...) در فرهنگسرای خاوران
مدرس عناصر داستان در فرهنگسرای امید (قسمت آموزش )
برقراری نشست های نقد ادبی در خانه کتاب و فرهنگسرای فردوس، اخلاق، آفتاب، خاوران و... در سال 93
برگزاریبیش از ده ها نشست نقددر خانه کتاب
چاپ مقاله ی روان شناسی از فروید تا لاکان در کتاب عیار نقد(خانه کتاب) سال 1388
چاپ مقاله ساختارگرایی در کتاب عیار نقد (خانه کتاب) سال 1389
رتبه دوم مسابقه داستانی نویسندگان جوان کانون ادبیات ایران
برگزیده داستانی در جشنواره زاهدان
برگزیده داستانی در جشنواره بانه
رتبه دوم داستانی در فرهنگسرای اشراق
مدرس کلاس داستان نویسی پژوهشگاه دانش آموزان رشد سال 88
داور جشنواره هدی در سال 88
منتقد کتب دشت سوزان ، رولفو / تنهایی پر هیاهو،بهومیل هرابال، و....... در سرای اهل قلم
اجرای متعدد برنامه رادیویی : نقد کتاب.درباب زنانه نویسی/ نقد روان شناختی فروید و...
داور افتخاری داستان های چراغ مطالعه در سال 89
داور داستان های مسابقه طرح ترافیک/ سال 89
مدرس مکاتب ادبی عناصر داستان در فرهنگسرای خاوران در سال 89/90
داور مرحله دوم درجشنوراه لیراو سال90
مدرس کارگاه روزنه ای به کتاب و برگزاری نقدکتاب در فرهنگسرای اخلاق 90
بحث و بررسی مسائل گوناگون ادبی و نقدی در برنامه باغ آینه سال 90
برگزیده ی جشنواره نقد با مقاله« زنان در انتظار» در سال 90
داور جشنواره لیراو در سال 90
داور جشنواره ادبی هفت اقلیم در سال 91
دانش آموخته دوره 24 جلسه ای نقد ادبی شهر کتاب/ دکتر امیر علی نجومیان
دانش آموخته جلسات آشنایی با میشل فوکو و عقایدش( 12 جلسه) در شهر کتاب سال 90
دانش آموخته جلسات ( 12 جلسه) نظریه روایت در شهر کتاب، استاد نجومیان، سال 91
دانش آموخته دوره سه ساله نقد ادبی در کانون اندیشه جوان و دارنده مدرک و امتیاز برتر دانشجویی در این دوره
دانش آموخته دوره های حوزه هنری آرژانتین(رمان مدرن و پست مدرن)(دکتر حسین پاینده)
دانش آموخته دوره های نشانه شناسی ساختارگرا ( شهر کتاب، دکتر حسین پاینده)

مدیر وبلاگ : فرحـــــناز علـــــیزاده
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نگاهی جامعه شناسانه به رمانِ «اینجا؛ نرسیده به پل»

با تاملی بر نگاه باختین به مقوله رمان

نوشته: فرحناز علیزاده

 

 

« اینجا؛ نرسیده به پل » نام اولین رمان آنیتا یار محمدی است که توسط انتشارات ققنوس در بهار 92 به بازار کتاب راه یافته است. رمان با استفاده از دیدگاه اول شخص و با رعایت توالی خط زمانی،به برهه ای از زندگی سه دختر دانشجو در کلان شهری چون تهران میپردازد. سه دختر دهه شصتی که  هر یک دارای  دغدغه های ذهنی جداگانه به خود هستند . یکی درگیر مشکلات اقتصادی مالی برای ادامه تحصیل است و دیگری با کنکاش در روابط عاطفی از دست رفته اش روزگارش را به ملال گره می زند و سومی درگیر کشمکش های خانوادگی دانشجویی است.

نویسنده گرچه با انتخاب روایان اول شخص متعدد و با تمرکز بر روی سه زبان و سه نثر جداگانه از سه راوی در لحن موفق عمل کرده و با ایجاد تمایز لحنی توانسته از پس خلق و تمایز شخصیتها برآید ولی  به چند زبانی لازم که دلیل و علت استفاده از این نوع تکنیک(راویان متعدد) است، بر نیامده. در این مقوله قصد دارم بنابر عقاید باختین و دیدگاه جامعه شناسانه لوئی آلتوسر کتاب را مورد بررسی قرار دهم.

 به گفته ی باختین زبان رمان،گفت و شنودی و چند زبانی است و به همین دلیل به معنای دقیق کلمه عرصه مبارزه است تا گفته های تک معنا و تک گویانه ای را که مشخصه ی زبان رسمی و تمرکز یافته است را شکست دهد و یا دست کم تقلید نقیضه ای آن باشد. در رمان مذکور آنچه که به چشم نمی آید عرصه مبارزه شخصیت ها در برابر صدای تک گو به عنوان گفتمان غالب فرهنگی- اجتماعی است. شخصیت های رمان آنچنان منفعلانه رفتار میکنند و در انتهای کتاب تن به ماهیت گفتمان غالب فرهنگی- اقتصادی- خانوادگی می دهند و چنان بدون پیش زمینه لازم زمانی و سببی در برابر تمامی ایدئولوژی غالب سر فرود می آورندکه متن را به جای چند زبانی به یک زبان و یک صدا رهنمون می کنند . این جا است که باید باز به عقاید باختین توجه کنیم که در برابر چند زبانی توضیح می دهد « متن تک گویانه طوری عمل میکند که انگار کلیتی نفوذ ناپذیر و خود بسنده است.»(مری کلیگز،1388: 191)

 حال این سوال پیش می آید آیا استفاده از تکنیک چند زبانی- چند لحن و چند راوی بدون ایجاد تمایز ایدئولوژی های متفاوت و عملکرد های متفاوت -در متن جایز است یا خیر؟ آیا نویسنده تنها به بهانه ی ایجاد چند زبان متفاوت و چند راوی می تواند به چند صدایی برسد یا اینکه بهتر است وقتی نویسنده از این تکنیک سود میجوید، به ایجاد دیدگاها و تفکرات فکری متفاوت و حتی عملکرد مجزا در شخصیت ها توجه داشته باشد . سه شخصیت اصلی رمان «اینجا نرسیده به پل»عمل کردی یکسان دارند! در انتهای کتاب مذکور، این سه دخترهر یک به نوعی تن به گفتمان غالب داده و بی دلیل و خوش بینانه متحول و دگرگون می شوند.

«ناراضی بودن از عالم وآدم را گردن چی می اندازم؟...یا... چرا حق می دهم به خودم که طلبکار باشم؟چرا یک عمر قدر بیست سال ...، همیشه ازش طلب داشتم؟...انگار همهشانآنقدری که باید خوب هستند . یا همیشه بودن. فقط مندائم عزا گرفته شاکی بوده ام و هستمو غر می زنم....»(199ص)

واقعا به راستی دیدگاه اول شخص قابل اطمینانی که تا صفحه 198 نظرگاهش را نسبت به جامعه- خانواده به گفته خودش غرغرانه است ، بر اساس چه اتفاق بیرونی درونی- ذهنی به تشرف و بلوغ فکری رسیده است،که خواننده بخواهد یا بتواند که از پذیرش این کنش و عکس العمل بر آید و آن را باور کند؟اینجا است که باید گفت متن به لحاظ پرداخت فنی و پیرنگ مناسب(علی و معلولی) لنگ می زند.

حال جای آن دارد که متن را از دیدگاه جامعه شناسانه بررسی کرد تا متوجه شویم چرا شخصیتها دست به چنین رفتار و کنشی های غیرمنطقی و معقولانه ای می زنند و آیا از این دید گاه، کتاب متنی چند صدایی است که الزامند به روایت ، راویان متعدد باشد یا اینکه این روایان تنها به جهت استفاده از یک تکنیک در متن گنجانده شده اند.

باختین در ادامه سخنانش یادآور می شود«زبان هم به لحاظ ساختاری و هم از نظر محتوا، همیشه ماهیت ایدئولوژک دارد.»( همان،185ص)و این دقیقا تفکری است که لویی آلتوسر مارکسیست ساختارگرا به آن  اشاره می کند. همه ما تابع ایدئولوژی هستیم، ما همیشه درون ایدئولوژی هستیم، ایدئولوژی  نظامی است که ما در آن به سر می بریم.چراکه تکیه گاه ما بر زبان واقعیت ما را شکل می دهد.«ایدئولوژی تجسم رابطه خیالی افراد با شرایط واقعی  است که در آن زندگی می کنند.»(همان ، 180ص)

در رمان «اینجا نرسیده به پل»آنچه که ماهیت و فردیت شخصیتها را می سازد، جایگاه اقتصادی- مالی- خانوادگی شخصیت ها است. این جامعه است که شخصیت وجایگاه هویتی تک تک دخترهای رمان را شکل میدهد. رویا و آیدا با گذشته خانوادگی خود و جنس مخالفشان  به شکل عاطفی درگیرند . این درگیری در مهتاب به شکل دیگری به لحاظ مالی نیز نمود می یابد.

« خب معلوم است که یک دختر طلاق گرفته و خراب ، که با پدرش حرفش شده، توی یک عصر نکبت پاییزی، امتحانش را از سر ناامیدی بهتر از همه می دهد.»(ص51)

این جامعه و گفتمان غالب فرهنگی- فکری است که برای مهتاب زیبایی را تعریف و مشخص میکند. این صنعت است که می گوید کدام بینی زیبا است . چه کسی خوشبخت است و در رفاه کامل به سر میبرد. جامعه و جایگاه زیستی مهتاب فکر پولدار شدن را در سر او رشد و نمو می دهد تا مثل پدر نباشدکه مجبور است« صبح تا شب بنشیند توی آن دخمه و دلش به امید سر ظهر باشد که بچه ها تعطیل می شوند...که بچه دماغو های مدرسه ای بیایند و ازش عکس برگردان بخرند و هی استرس... »(ص39)

اینجا است که باید گفت،چگونه ارزش ها، تمایلات وآرزو های افراد را گفتمان غالب شکل میدهد و چگونه جامعه حدود متعلقاتی را که میتواند داشته باشند را مشخص میکند.جامعه ده شصت از این سه دختر ، افرادی منفعل می سازد تا روحیه پرسشگری خود را به نابودی کشانده و تصویری از خود ارائه دهند که جامعه آن دوران خواستارش است. بنابر  استدلال آلتوسر متن و شخصیت های درون متنی نیز در این دوره چون ابزاری برای فراخوانده شدن ایدئولوژی عمل میکند. افراد منفعلی که نمی توانند بر علیه گفتمان غالب عکس العملی نشان دهند، فقط و فقط دست به سازش با محیط می زنند و سعی میکنند با آن کنار بیایند.

« چراغ های روشن هم بیش تر شدهاند. نگاه می کنم به دود سیگار. به دود خاکستری اش و بویی که آزارم داده همیشه، اما حالا حسی ندارم بهش. هیچ»(ص209)

در انتها تنها باید گفت« اینجا نرسیده به پل» اولین رمان آنیتا یار محمدی بیانگر نویسنده ای جوان است که نثر راحت و روانش بانی خوش خوانی اثرش شده و برای اولین کار از یک نویسنده جوان و معاصر کاری در خور توجه و تعمق بر انگیز است.

 

 

 

 

 





نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





« کتلت سرد» اولین مجموعه داستان امید پناهی آذر، شامل هشت داستان کوتاه در ژانر واقع گرای اجتماعی است. مجموعه از آسیب دیدگان اجتماعی می‏ گوید که هر یک در‏پی ظلم زمانه به سوی نیستی روانی، رفتاری و گاه سرنوشتی گام بر‏‏می‏دارند. نویسنده با تمرکز بر طبقه ستم‏دیده، شخصیت‏ هایی ساده، مهربان و قدیس‏ گونه‏ ای را به تصویر می‏ کشد که یا به راحتی خام دیگران می‏ شوند و یا مورد بی‏عدالتی قرار می‏ گیرند. مظلومانی که معمولا سعی در فائق آمدن بر سلطه تحمیل شده را ندارند و اغلب منفعلانه رفتار می‏ کنند. افرادی که دست به تعارض نمی ‏زنند و موضع‏گیری سریعی از خود نشان نمی‏ دهند. به همین جهت، روایت داستان‏ها بیشتر بر عهده راویان اول شخص ناظری است که خاطره داستان‏شان را تعریف می‏ کنند؛ راویان ناظرِ منفعل و خونسردی که تنها به ترسیم صحنه می‏ پردازند تا بیان نگاه انتقادی- اجتماعی شان.





نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





ساختار مشترک و تکرار شونده                                                                                                   

فرحناز علیزاده

 

« بوی قیر داغ» اولین مجموعه داستان علی اکبر حیدری که به تازگی از سوی نشر روزنه به بازار کتاب راه یافته، شامل نه داستان کوتاه است. ساختار مشترک در طرح روایت مجموعه از تنهایی انسان‏هایی روایت می‏کند که با حسی نوستالژیک همچنان در پی یادآوری گذشته‏اند. گذشته‏ای که به گفته«پل‏ ریکور» از حال امروزشان جدا نیست. چه این گذشته مربوط به حادثه مرگ پدر در شب یلدا باشد(صدای هیچ)چه روایت خفه شدن کیوان در دریا و ادغامش با حال راوی مرد مسافر داستان(ساحل شنی) و چه مردی که با قطع برق و صحنه شام به یاد از دست دادن عشق اولش می افتد و دچار تشنج می‏شود(بازی نور)و یا حتی داستان زن و مردی که با شنیدن صدای پاواروتی بیاد عشق‏ از دست رفته و لحظات گذشته‏اند. آنچه که در کارهای حیدری بارز است چهره مرگ، تنهایی در تمامی داستان‏ها و گذشته‏ای است که بر جال و حتی آینده فرد تاثیرگذار است.

جالب آن که آقای محمودی در ایمیل چند شب پیش،زحمت کشید و خبر چاپ نقد«بوی قیر داغ» را داد؛ ولی من به شخصه هرچه تو سایت سرک میکشم مطلبم را پیدا نمیکنم؟! به گمانم چشم هام دارد عیب پیدا می کند. لطفا هرکس مطلب را می بیند  خواهشا تو نظر دهی برایم بفرستد/ باتشکر!!!



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 این دو مطلب را پشت هم آوردم برای دوستانی که در چاپ کمی عجول هستند تا ببیند که برای چاپ هر مقاله حداقل یک ماه و گاه  حتی ماه ها وقت لازم است.

 

تصویری از شهرک آرمانی!

نگاهی به نازبالش نوشته هوشنگ مرادی کرمانی


«نازبالش» ماجرای تخمِ کدوتنبل‏هایی است که می‏بایست حتما روی نازبالش قرار گیرند تا رشد کنند.تخم‏هایی که پس از خوردن بانی هوش فراوان در فردشده و به «تخم‏های هوش آور» معروف هستند. اولین کسی که از این تخم‏ها می‏خورد،آقا ماشاءلله است که بعد از برداشتن پس اندازش از بانک، با دست پر به خانه میرود و خانواده را با این شگفتی آشنا می‏کند. زن ماشاءلله با برداشتن تخمی از کنار جوی آب و کاشتن آن، بانی تکثیر تخم می‏شود.او که در گیر بیخوابی‏های مردش است و معتقدبه این که« هرچه بیشتر بفهمیم بیشتر اذیت می شویم» تخم کدو را به شوهر می‏دهد تا آنها را بفروشد.اینجا است که شخصیت اصلی داستان یعنی«مهربان» سروکله‏اش پیدا می‏شود. مهربان در اثر خوردن تخم کدوی هوش‌آور، طرف چپ کله‏اش به جرق و جروق می‏افتد و نگاه عمیق‏اش را می‏دوزد به ساعت بزرگ و از کار افتاده، که در بالای قلعه قدیمی خاک می‌خورد. ساعتی که بعد کنکاش‏های زیاد در‏می‏یابد متعلق به پدربزرگش است.از اینجا به بعد خواننده پیگیر، رفت و آمد مهربان و خواهرش به شهرداری برای به کار انداختن دوباره ساعت و تلاش شبانه روزی شهردار برای رونق شهرک است.تلاش و کوشش تا جایی که بعد سالها، ساعت سالم، بر بالای قلعه خودنمایی می‏کند.کارها که ختم به خیرمی شود، دوباره سر وکله ماشاءلله خان پیدا می‏شود، که هنوز که هنوز است خیالات در هم برهمش نمی‏گذارد به خواب خوشی فرو برود.در انتها نویسنده از شهرک آرزو می‏گوید که محل گردشگران، تخم کدو و نازبالش فروشان شده است.




ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




کشف جنبه‏ های پنهان شخصیت‏

                                                        نگاهی به «چترکبود» نوشته جواد افهمی

 

 

 

 

مقدمه

مجموعه‌ داستان«چتر کبود» نوشته جواد افهمی، که از سوی نشر افراز به چاپ رسیده؛ شامل یازده داستان کوتاه است. پنج داستان این مجموعه به جنگ و تبعات جنگ اشاره دارد. نویسنده با نثری روان و با انتخاب دیدگاه مناسب برای بیان رخدادها، با تمرکز بر روی صحنه‏ها و لحظه‏های ناب و تاثیرگذار، در‌‌ همان چند سطر اول داستان‏ مخاطب را با خودش همراه و درگیر فضایی خاص و نیرومند می‏کند.

افهمی با توجه به ریزه کاری‏های روحی به بحران‏های درونی – عاطفی افراد توجه می‏کند. موقعیت‏های حادی که گاه در وهله نخست خیلی بزرگ به نظر نمی‏رسند، ولی موجب از پای انداختن توان فرد می‏شوند. داستان «کار خودته»با دیدگاه من راوی گذشته‏نگر مرد، به زمان بعد از جنگ و عواقب آن در حال اکنون راوی اشاه دارد. داستان از زبان علی(پسر وسطی و جبهه رفته خانواده) روایت می‏شود. پسری که در آخرین لحظات زندگی برادر مجروح و شیمیایی شده‏اش بالای سرش می‏ماند تا احتمالا به آخرین وصیت برادر گوش دهد. چرا که « علی جبهه رفته و می‏تواند این دم آخر خودش را نگه دارد.»(ص50)

لطفا ادامه را بخوانیدو نظر بدهید/ تشکر



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




کلمه «کالیو» در فرهنگ توصیف علوم تربیتی« احمق، نادان، بی‏ عقل و فردی که هوشش از 50 کمتر و از 20 تا 25 بیشتر نیست؛ فردی که سن عقلی‏اش در 6 یا 7 سالگی مانده» معنی شده است.

 اما به راستی این حد و میزان‏ ها، این ارقام که با کمک آن می‏توان تقابل عقل/ بی‏ عقلی را با آن به راحتی سنجید؛ توسط چه کسی و چگونه ایجاد و تعیین شده تا محکی باشد برای سنجش ما آدم‏ ها؟! چه کسی می تواند ادعا کند که کاملا از جنون به دور است؟ مگر نه این که هر یک از ما در لحظات خاص و بحرانی می‏تواند از مرز خرد بگذرد و دست به اعمالی بزند که حتی از نابخردان هم به دور از انتظار است. واقعا حقیقت کدام است؟ ما عاقلیم و آنان مجنون یا نه برعکس ؟!! نکند جنون یک معرفت باشد، معرفتی که با کمک آن می توان به راز و سرشت انسانی رسید؟ در آن صورت آیا باز ما عاقلتر از دیگری محسوب می شویم؟ به راستی کدام یک حقیقت واقعی است؟

 فوکو در کتاب « تاریخ جنون» سعی می کند تا صدای ساکت شده دیوانگان را در طی تاریخ افشاء کند. او می‏گوید«جنون مفهومی است که در دوران‏های متفاوت معناهای متفاوت به خود گرفته و تعریف یکه و ثابت از آن درست نیست» او برای اثبات گفته  خود دوران‏های(قرون وسطی، دوران رنسانس، دوره کلاسیک، عصر مدرن) را یک به یک مورد بررسی قرار می‏دهد؛ تا نشان دهد که

درج داده شده در سایت روزنامه اعتماد/ سایددوشنبه/ پاراگراف و....



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




ین شماره همراه با:
نیلوفر انسان، محمد خالوندی،فرحناز علیزاده، محمدرضا كوهستانی، هوشنگ گلشیری،مصطفی علیزاده، ایوب بهرام، عباس كیارستمی، مسعود كیمیایی، احمد محمود، محمود دولت آبادی، هنری جیمز، دونالد بارتلمی، پینجاس پری، استیون اسپیلبرگ،نیكولاس ویندینگ رفن و آن پینو

  نقدوبررسی رمان «پیچش پیچ» اثر«هنری جیمز»/ «فرحناز علیزاده»

*فرافکنی نمایشی تمایلات                                                   

نگاهی به  پیچش پیچ  اثر هنری جیمز

هنری جیمز رمان نویس و منتقد آمریكایی در نیویورك در خانواده ای با فرهنگ ایرلندی - اسكاتلندی تبار زاده شد.اجدادش از مهاجران ایرلندی و بسیار ثروتمند بودند؛پدرش مردی ادیب،نویسنده ای برجسته در الهیات ؛ متفكر و شخصیتی پرجاذبه بود كه در تربیت فرزندان خود به شدت دقت و وسواس  داشت. بدین ترتیب هنری در محیطی با فرهنگ پرورش یافت.

"جیمز خالق رمان های رئالیستی و مدرن روان كاوانه است. او در بیشتر آثارش به شرح زندگی ثروتمندان ،اشراف و زنان پرداخته "؛ گفته اند او برای آشنا شدن به خلقیات زنان در مجالس حضور می یافته تا با رفتارها و حالات درونی زنان بیشتر آشنا شود.او پیر زنان را به حرف می كشیده تا به دنیای درونی آنان راه یابد. " او دوستدار شكل زندگی طبقه اشراف دوره معروف به عصر ویكتوریایی انگلیس بود و از رفت وآمد با اشراف و ثروتمندان جهان دیده احساس لذت می كرد"7 اشراف دوستی و توجه جیمزبه زنان را می توان درآثاری چون : " تصویر یک زن "، " بالهای کبوتر"  ،" سفراء" ،" جام زرین"  به خوبی مشاهده کرد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نگاهی به مجموعه داستان «قبرستان سقف ندارد» (سامان آزادی)

تباه‌شدگی عاطفی

«برای همین است که از این خیال گذشته می‌نویسم؛ تا به صمیمانه‌ترین شکل ممکن سرکوبش کنم. می‌خواهم این سرطان خاطره را روی کاغذ بیاورم و بعد آن قدر بخوانمش که از این بزرگ‌تر نشود» (ص96،17)

«قبرستان سقف ندارد» اولین مجموعه‌داستان سامان آزادی شامل پنج داستان در ژانر واقع‌گرای مدرن است که از سوی نشر چشمه به بازار کتاب راه یافته است. دنیای داستان‌های آزادی به تنهایی و آشفتگی روحی آدم‌هایی اشاره دارد که با حس نوستالژیک نسبت به گذشته، مدام در حال مرور خاطرات‌شان هستند. آدم‌‌هایی که دل‌شان برای گذشته با تمام تلخی‌هایش تنگ تنگ است. از همین رو داستان‌ها از توالی زمانی برای روایت برخوردار نیستند و نویسنده با انتخاب عدم توالی زمان، رفت و برگشت بین گذشته و حال برای بیان روایت داستانی به ذهنیت‌های درگیر با گذشته سر و سامان می‌بخشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





شیوه پرداخت و تکنیک دوم شخص                       

رمان «ظلمات » با این جملات آغاز می‌شود« نشسته ای در بالا خانه ی اربابی اَعظیم و گوش به نوای نزدیک و دور فاخته‌ای داری که....»(ص13)

زاویه دید دوم شخص به کار برده شده در این رمان که همان وجدان بیدار و آگاه نویسنده ی خاموش متن محسوب می‌شود گرچه که به نثر و زبان برجستگی خاصی بخشیده ولی خالی از اشکال نیست. همانطور که می‌دانیم، دوم شخص وقتی به کار گرفته می‌شودکه راوی خود گویای بیان روایتش نباشد. فردی لال، عقب افتاده؛ کسی که قهر کرده و یا به هر دلیل منطقی نخواهد و یا نتواند سخن بگوید و روایت کند.از سوی دیگر وقتی از دوم شخص استفاده می‌شود که وجدان بیدار نویسنده  چون خدایی مُدام به او نهیب زده و کارهای اشتباهش را به او گوشزد کند.

 در رمان «ظلمات» با وجود استفاده از دیدگاه دوم شخص، گاه خواننده شاهد دیالوگ‌هایی از سوی این نویسنده به ظاهر خاموش است که گاه به سخن می‌آید و می‌پرسد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




                       

                         

ثبت بحران های روحی                 

زیر خاکی  اثر مجید قیصری در بوته ی نقد

« گذشته همواره  در حال ما متجلی و تاثیر گذار است»  پل ریکور


مجید قیصری نویسنده ای است که با تمرکز روی خاطرات جنگ و با انتخاب لحظه ها و موقعیت های ناب و ماندگار به روایتی خونسردانه از جنگ و تبعات آن می پردازد. حضور آثاری چون رمان باغ تلو،گوساله سرگردان،ضیافت به صرف گلوله،دیگر اسمت را عوض نکن و... در کارنامه کاری نویسنده گویای این مدعا است که قیصری به دور از حس سانتی مانتالیستی و با نگاهی موشکافانه به بحران های روحی – عاطفی افراد در  گیر و دار جنگ و ثبت لحظه های ناب می پردازد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






معمولا داستان‌هایی که به جای تعلیق « بعد چه شد؟»به تعلیق«چرا و به چه دلیل چنین شد؟» توجه دارند،با نگاه خاص به هستی شناسی انسان،به تامل در وجود می‌پردازند.از این رو در چنین داستان هایی،خواننده هوشمندکه تعلیق پیرنگی را کنار می گذارد،به دنبال شخصیت پردازی قوی داستانی و بیان انگیزه‌های فلسفی و هستی شناسانه است.

اما آنچه که در مجموعه‌ی حسینی‌زاد دیده می شود. شخصیت‌های اند که در گرداب روزمرگی می‌خواهند با مرگ کنار بیایند. شخصیت هایی که بالقوه گی هایشان رها نمی شود.تحول یا نگرش فلسفی خاصی برای کنش هایشان ندارند. تنها شخصیت هایی هستندکه به مرگ از نوع دیگر آن( شایدبتوان گفت نوع خوش بینانه) نگاه می کنند.شخصیت هایی که با مقوله فقدان مواجه هستند ولی به ته خط ،به رستگاری معنوی و یا فلسفی نمی‌رسند.خواننده تا انتهای متن متوجه نمی‌شود چه دلیل یا انگیزه‌ی قوی در شخص به وجود می‌آید، تا او از بالش اش بخواهد که خواب کسی را ببیند که دوستش دارد.به راستی چرا مرد باید دست به دعا ببرد و چرا به این راحتی به پیشواز مرگ می رود؟چه نگرش.چه دیدگاه خاص به غیر از تنهایی و حس نوستالژیک به گذشته می‌تواند، بانی این کنش مهم باشد.آیا هر دلتنگی و تنهایی فردی در انتها مستلزم چنین کنشی است؟ اینجا است که می‌توان گفت خواننده هوشمند در کنار عدم حضور انگیزه‌ها و کشف و شهود فلسفی شخصیت‌ها باز با عدم تعلیق روبه‌رو است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





داستان« کفن کهنه»به اعتقاد نگارنده از بهترین داستان های این مجموعه است. خواننده ی متن همگام با مرضیه نه تنها به علت مفقود شدن پدر بلکه به چگونگی ایجاد باور ها و گاه خرافات عمومی مردم عامی می رسد.افشین نوید هنگام نگارش داستان با انتخاب من راوی با اطلاعات اندک از تعلیق بسیار هوشمندانه ای برای کشف راز و حل معمای ناپدید شدن پدر  استفاده می کند .

 داستان«کفن کهنه» را نه تنها از دیدگاه فوکو می توان بررسی کرد که معتقد است « قدرت مفهومی عام و فراگیر است که در همه جا حضور دارد و در تمام شرایط رد پایش را می توان یافت... قدرت ماهیتی گفتمانی دارد»( دکتر شروین وکیلی/ نظریه های معاصرنظام گریز) بلکه از دیدگاه اسطوره شناسی و ایجاد اسطوره - افسانه نیز قابل بحث است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




                    وحشت از تنهایی


نگاهی به مجموعه داستان  چهار شنبه آخر  کار تقی واحدی

 

« داستان دروغی است که حقیقتی عمیق را نشان می دهد »             یوسا

 داستان های این مجموعه با ژانر واقع گرای مدرن - اجتماعی و با دیدگاه غالب من راوی و محدود به ذهن به آدم های تنها و روابط عاطفی شان توجه دارد - هشت داستان این مجموعه با دید گاه سوم شخص محدود به ذهن بیان شده و هفت داستان با دیدگاه اول شخص؛ تنها داستان " شیر-بز" با نظرگاه دانای کل روایت شده است. -  " چهار شنبه آخر " به انسان هایی که نه قصه گفتن گره از کارشان باز می کند( سردار) و نه به قاب گرفتن عکس جگر گوشه شان می تواند اندوه و غم را از دل شان جدا کند( ننه سکینه) توجه دارد. انسان هایی که در چمبره محیط و شرایط تنها در آرزوی یافتن مکانی بهتر دل خوش می کنند.( گاو هفتادم) چرا که در راس امور مردانی ریاست می کنند که تنها یا به پیاز کنار غذای شان اهمیت می دهند( ولی) و یا به جا اینکه دنبال حقوق بشر باشند تنها سرگرم پیدا کردن ماهی برای غذای روزانه شان هستند.( ماهی) به همین دلیل است که کارخانه ای حتی بعد از سال ها به جریان نمی افتد و پا نمی گیرد. ( فابریکه ی نساجی گل پوش).



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دیدگاهی مجرد و عاری از جرم

چشم انداز تحمل ناپذیر حاصل از نظام


در این نظام آنچه که مهم است حضور تبلیغ های کاذب برای رسیدن به خوشبختی دروغین است. نظام به کمک رسانه هایی چون تلویریون ،نقش ها انسانی را تعیین و تثبیت می کند.نقش هایی که با زندگی عادی در تضاد و پارادوکسی شدید نمایان می شود« به دلم برات شده که من تناسبی با این نقش ندارم. برای من فقر فقر است. شاید حتی نتوانم برف راهم آن جوری تلنبار کنم.(ص102)

اینجا است که شخص گرفتار در این نظام هشت پایی مدام سعی می کند نظر دیگری را برای تائید شدن مورد اهمیت قرار بدهد و با جریان نظام به پیش رود. او خود را مجبور به خوشبخت شدن می کند و برای اینکه از نظام جانماند سعی می کند به خواسته ها تن در دهد.او سخت درس می خواند تا به دیگران برسد گرچه این رسیدن ها شاید حال به هم زن هم باشد.«حتی اگر تلقی من عوض شود و حالا سخت درس بخوانم، راحت نیست که به دیگران برسم،زندگی آنقدر ها هم ساده نیست.....شاید در شرکت مناسبی کار گیر بیارم. به این ترتیب شاید ازدواج موفقی هم بکنم و خانه خوبی نصیبم شود... متوجهی؟ اما از همین حالا از همه ی اینها حالم به هم می خورد.»(ص 95 ، 96)



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




عدم ارتباط متقابل انسانی

 

آنچه که بانی هماهنگی و یکپارچگی کل مجموعه می شود نه تنها بیان روابط و برخوردهای انسانی در کل مجموعه و یا حضور دیدگاه غالب اول شخص در متون است بلکه حضور مردان بی توجه و خیانتکار( راز،سفر،بیست و یک، ماه گرفته) و زنان قربانی است که بدبخت بودن را به بیچاره بودن ترجیح می دهند.زنانی که در پی ارتباط با دیگری از حقوق مسلم خود چشم پوشی می کنند و اغلب  کوتاه می آیند و به انفعال کشیده می شوند.

«شاید بهتر باشد کمی کوتاه بیایی.ما زن ها گاهی، یعنی اغلب، این کار را می کنیم.»(ص32)

« دیدم بهتر است بدبخت باشم تا بیچاره...اگر بدبخت باشی، بدبختی. اما اگر بیچاره باشی، آن وقت هیچ چاره ای نداری!»(ص31)



ادامه مطلب


نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...