تبلیغات
دریــچــه ای به داســـتان و نــقــــد - مطالب مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»
 
دریــچــه ای به داســـتان و نــقــــد
برداشت از مطالب این سایت بدون درج وبلاگ «دریچه ای به داستان و نقد» غیر اخلاقی و غیرقانونی است و پیگرد قانونی دارد.
                                                        
درباره وبلاگ

فرحناز علیزاده
نویسنده مجموعه داستان«سر سبیل هایت را نجو» نشر مروارید بهار 96
مدرس داستان نویسی دوره مقدماتی و پیشرفته در فرهنگسرای ملل؛خانه فرهنگ عظیمی(روزهای چهارشنبه هر هفته) . منطقه 1. به مدت دو سال/ برقراری نشست های نقد و معرفی کتاب در کتابخانه عظیمی
برپایی نشست های نقد و معرفی کتاب در منطقه3 . کتابخانه دکتر علی شریعتی. و فرهنگسرای رسانه هر 15 روز یکبار
دبیر کانون داستان امروز ملل در فرهنگسرای ملل. بوستان قیطریه. 96
مدرس عناصر داستان نویسی در فرهنگسرای امید. روزهای 5 شنبه هر هفته. همراه با ارائه مدرک برای هر ترم و چاپ داستان دوستان درماهنامه( مدت 2 سال)
نویسنده مجموعه داستان «آقای قاضی چه حکمی می‏دهید؟» نشر گل آذین سال 91
مجموعه داستان مکاشفه‏ چاپ اول مهر 92، نشر قطره/چاپ دوم دی 92
رتبه دوم نقد در جشنواره اصفهان
مدرس کارگاه داستان نویسی در فرهنگسرای و برگزاری نشست های نقد کتاب(به مدت6 سال)
مدرس کارگاه داستان و مکاتب ادبی در فرهنگسرای خاوران به مدت 3 سال
مدرس انواع نقد ادبی(نقد سنتی، فرمالیسم، روان شناسی، جامعه شناسی، ساختارگرایی ...) در فرهنگسرای خاوران
مدرس عناصر داستان در فرهنگسرای امید (قسمت آموزش )
برقراری نشست های نقد ادبی در خانه کتاب و فرهنگسرای فردوس، اخلاق، آفتاب، خاوران و... در سال 93
برگزاریبیش از ده ها نشست نقددر خانه کتاب
چاپ مقاله ی روان شناسی از فروید تا لاکان در کتاب عیار نقد(خانه کتاب) سال 1388
چاپ مقاله ساختارگرایی در کتاب عیار نقد (خانه کتاب) سال 1389
رتبه دوم مسابقه داستانی نویسندگان جوان کانون ادبیات ایران
برگزیده داستانی در جشنواره زاهدان
برگزیده داستانی در جشنواره بانه
رتبه دوم داستانی در فرهنگسرای اشراق
مدرس کلاس داستان نویسی پژوهشگاه دانش آموزان رشد سال 88
داور جشنواره هدی در سال 88
منتقد کتب دشت سوزان ، رولفو / تنهایی پر هیاهو،بهومیل هرابال، و....... در سرای اهل قلم
اجرای متعدد برنامه رادیویی : نقد کتاب.درباب زنانه نویسی/ نقد روان شناختی فروید و...
داور افتخاری داستان های چراغ مطالعه در سال 89
داور داستان های مسابقه طرح ترافیک/ سال 89
مدرس مکاتب ادبی عناصر داستان در فرهنگسرای خاوران در سال 89/90
داور مرحله دوم درجشنوراه لیراو سال90
مدرس کارگاه روزنه ای به کتاب و برگزاری نقدکتاب در فرهنگسرای اخلاق 90
بحث و بررسی مسائل گوناگون ادبی و نقدی در برنامه باغ آینه سال 90
برگزیده ی جشنواره نقد با مقاله« زنان در انتظار» در سال 90
داور جشنواره لیراو در سال 90
داور جشنواره ادبی هفت اقلیم در سال 91
دانش آموخته دوره 24 جلسه ای نقد ادبی شهر کتاب/ دکتر امیر علی نجومیان
دانش آموخته جلسات آشنایی با میشل فوکو و عقایدش( 12 جلسه) در شهر کتاب سال 90
دانش آموخته جلسات ( 12 جلسه) نظریه روایت در شهر کتاب، استاد نجومیان، سال 91
دانش آموخته دوره سه ساله نقد ادبی در کانون اندیشه جوان و دارنده مدرک و امتیاز برتر دانشجویی در این دوره
دانش آموخته دوره های حوزه هنری آرژانتین(رمان مدرن و پست مدرن)(دکتر حسین پاینده)
دانش آموخته دوره های نشانه شناسی ساختارگرا ( شهر کتاب، دکتر حسین پاینده)

مدیر وبلاگ : فرحـــــناز علـــــیزاده
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مروری بر مجموعه‌داستان «آقای قاضی چه حكمی می‌دهید؟»

تقابل سنت و مدرنیته

نرگس مقدسیان

مجموعه داستان «آقای قاضی چه حكمی می‌دهید؟» نوشته فرحناز علیزاده، شامل دوازده داستان كوتاه است كه از سوی نشر «گل آذین» در ماه‌های اخیر منتشر شده است. داستان‌های این مجموعه از نظر فرم و ساختار بیشتر در قالب واقع‌گرای مدرن می‌گنجند. ویژگی‌های عمده این داستان‌ها عبارت است از: ماجرادار و حادثه محوربودن، دارای پی‌رنگ قوی و بر اساس علت و معلولی بناشدن، قصه در آنها پررنگ و با تعلیق همراه است، توالی حوادث یا خط روایی داستان اغلب با گسست زمانی به شكل بینامتنی درهم می‌ریزد. همچنین در برخی از داستان‌ها مانند «انبوه گزنه‌ها» ویژگی‌های بومی و اقلیمی را می‌توان دید. خیانت، مرگ، مسخ و شی‌وارگی آدم‌ها، نگاهی نقادانه نسبت به اقتدار مردانه و فرهنگ مردسالارانه، تحجر و به طور كلی تبعیض و نابرابری‌های جنسیتی در خانواده و جامعه، مضمون و بن‌مایه عمده این داستان‌هاست. در داستان«انبوه گزنه‌ها» كه یك داستان بومی/ اقلیمی است، انبوه قید و بندهای خرافات و سنت‌های متحجرانه دست و پاگیر، درون جامعه بسته (‌دهكده‌یی) وجود دارد كه جوانانی چون «صفورا» قربانی آن می‌شوند و جوانی چون «حامد» به عنوان نمادی از تفكر مدرن با آن در حال دست و پنجه نرم‌كردن و كشمكش است. حامد، پسر ارباب كه بارها به خواستگاری صفورا رفته و جواب رد شنیده، سرانجام تصمیم می‌گیرد روابطی پنهانی با او داشته باشد. وقتی پدر صفورا مطلع می‌شود، روز و شب‌های متوالی چنان دخترش را كتك می‌زند كه به خونریزی افتاده و می‌میرد. حامد كه در این میان هیچ كاری از دستش برنمی‌آید، دیوانه‌وار، شب‌ها را روی قبر صفورا صبح می‌كند. داستان با فضای رعب و وحشت شبحی كه شب‌ها در قبرستان می‌گردد، كشته‌شدن مشكوك سگ قلی، پارس‌نكردن سگ‌های دهكده، ناپدیدشدن پسر ارباب از زاویه دید دانای كل محدود به سید، معتمد محل روایت می‌شود. با پیش‌رفتن روایت، گره‌های داستانی یكی، یكی گشوده می‌شوند و سرانجام دیالوگ‌های راوی و حامد سرگشتگی، واماندگی و كشاكش این آدم‌ها و به عبارتی تضاد بین سنت و مدرنیته را نشان می‌دهد. داستان‌های «فقط نگویید معذرت‌خواهی بوده» «آقای قاضی چه حكمی می‌دهید؟»، «خون روی جدول سیمانی» و «باید فاصله‌ها را در نظر داشته باشیم»، در فضای شهری می‌گذرد. شخصیت‌های اصلی این داستان‌ها، زنان هستند. بن‌مایه اصلی این داستان‌ها خیانت همسران است. عشق‌ها و خیانت‌های مثلثی و ضربدری و به طور عمده انتقاد از هوسبازی به‌ویژه مردان و تلویحا ارائه راهكاری كه همان‌طور كه از نام یكی از داستان‌ها برمی‌آید «باید فاصله‌ها را در نظر داشته باشیم» را سرلوحه كاری قرار می‌دهد. به عبارتی شاید فاصله و میزان مراوده با جنس مخالف...
http://etemadnewspaper.ir/Released/92-03-29/300.htm#242529


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جرات نوشتن!!

  رویکرد برخی از منتقدان با اثری که نام یک زن بر روی جلدآ ن حک شده است بدین گونه است که آن اثر را زنانه نویس معرف می کنند واین برای زن نویسنده ای که از دردها وکمبودهای زن امروز در جامعه  وجبر جامعه بر زن می گویید عار نیست.

کتاب"آقای قاضی چه حکمی می دهید" از فرحناز علیزاده که مجموع 12 داستان کوتاه می باشد با رویکردی اجتماعی بچاپ رسید .این کتاب بیانگر دردهای معمولی جامعه است که هر روزه میبینیم و می گذریم وجالب این است که نویسنده همه این ها را گفته وباز قضاوت را بر عهده خودمان گذاشته ودر پایان داستانها هیچ نظری نمی دهد واین خود خواننده است که باید تعمق کند .موضوعات همین رخدادهای هر روزه اجتماعی ماست.پایان بندی بی تفاوت از طرف نویسنده جای تفکر دارد. همه چیز بر عهده خود خواننده ست. نویسنده هیچ رای صادر نمی کند .حکم نمی دهد .نظرش را هر چند درست بر سر خواننده نمی کوبد.

اکثر راوی ها زن هستند ویا ماجرایی زنانه را به تصویر می کشند.در همه داستانها سردی بین انسانها اعم از زن ومرد  پدر ودختر  زن وشوهر  به وضوح بچشم می خورد. ما به راحتی میتوانیم فاصله ودرد تنهایی آدمهای داستان را ببینیم .فاصله هایی که گاها همراه با عذاب وجدان وخود خوری شخصیت هاست.در همه داستانها سردی انسانها با سردی هوا ی برفی همجنس است .جامعه داستانها وظیفه ای در قبال زن ها به عهده نمی گیرد .

لطفا ادامه را حتما بخوانیدو نظر بدهید/ با تشکر از خانم خوانساری



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




بیایید مردانه ، زنانه اش نکنیم !

 

نگاهی به مجموعه داستان " آقای قاضی چه حکمی می دهید ؟

 

الهام اشرفی

 

بارها دیده و خوانده ایم که اهالی ادبیات  به داستان های نویسندگان زن مهر زنانه نویسی می زنند . سوال اینجاست که آیا به صرف انتخاب شخصیت های زن و مسائل مربوط به زنان می شود متنی را زنانه نویس دانست و آیا اصلا اصطلاح " زنانه نویسی ‌" اصطلاح درستی است یا خیر ؟ پس با این دلیل باید به داستان هایی که همه ی شخصیت هایش مرد هستند و یا داستان  در محیطی کاملا مردانه می گذرد  داستانی " مردانه نویس "‌! گفت . چه اشکالی می توان به نویسنده ای گرفت  که بنا به جنسیتش مشکلات و مسائل خاص قشر خودش را می بیند و می نویسد . نویسنده ای که یک عمر با جنسیتش زندگی کرده و با آن پیرامون خود را لمس کرده، ناخودآگاه در نوشته هایش  جنسیتش هم حضور دارد . چرا باید این یک عیب محسوب شود ؟ به نظر من این یک نوعی از نگارش است نه نقطه ضعف متن . این خصوصیت ناشی از نگاه دقیق نویسنده به مسائل اطرافش است. بیایید به مسائل نه از ورای جنسیت که از ورای انسانیت نگاه کنیم . چرا باید با دادن صفت " زنانگی " خلاقیت احتمالی یک هنرمند را کور کرد ؟

 

خانم فرحناز علیزاده تابستان 1391 اولین مجموعه ی داستان کوتاه خود را با نام " آقای قاضی چه حکمی می دهید ؟ " رااز طرف نشر گل آذین روانه ی بازار کتاب کرد . این مجموعه در برگیرنده ی 12 داستان کوتاه در ژانر و زاویه دید های متفاوت است . سه داستان " زائده های سفید " ٰ، " قندیل های بی رنگ " و " خون روی جدول سیمانی " را می توان در ژانر شگفت قرار داد ، باقی داستان های مجموعه در ژانر رئالیسم اجتماعی قرار می گیرند .

نکته ای که با توجه به کلیت داستان ها می توان به آن اشاره کرد منفعل نبودن شخصیت های داستان هاست . شخصیت های این مجموعه ساکت و منفعل در گوشه ای نمی نشینند تا بازیچه ی اجتماع و آدم ها و قرارداهایش شوند بلکه خودشان دست به کار می شوند و بازی را به نفع خودشان تغییر می دهند .آن ها فقط نظاره گر نیستند و تا آنجا که در توان شخصیتی شان است در مقابل اتفاقات زندگی شان دست به کنش می زنند.

یکی از آن داستان ها داستان دوم مجموعه است که عنوان کل مجموعه هم از همین داستان وام گرفته شده است . داستان با نظرگاه من راوی روایت می شود . آقای قاضی ای در شهرستانی مرده و حالا موقع خاکسپاری او زنی بر بالای جنازه اش حاضر است که قبلا یکی از همسرهای پنهانی آقای قاضی بوده است . او حالا آمده تا از حسرتی که بر دل آقای قاضی گذاشته بگوید ....این داستان نقدی است به تمایلی عجیب و سنتی که در دل اجتماعی هر چند مدرن قرن هاست که رسوخ کرده : تمایل به داشتن اولاد و یا اولادهای ذکور . خصیصه ای که زن و مرد و تحصیلکرده و غیر تحصیلکرده نمی شناسد . " تویی که همیشه دخترهایت را مجبور می کردی جای کفش های پاشنه سه سانت ، کتانی پا کنند و لباس های اسپرت پسرانه بپوشند . " ( ص 19 ). حتی مادر قاضی ناله می کند که : " پسرم بی پشت مرد .‌" ( ص 25 ).

 در طول خواندن داستان ما اسم راوی را نمی دانیم . این زن گویا نماینده ی زنانی است که به طریقی بازیچه ی هوس های یک مرد قرار گرفته اند . هر چند که نویسنده با دادن لحن خاصی این زن را تبدیل به شخصیت کرده است . شخصیتی برونگرا که در موقعیتی خاص قرار می گیرد : حالا که همه بالای سر جنازه ی قاضی حاضرند حقیقت ماجرا را بگوید یا نه ؟ این تردید تا خط آخر داستان همراه راوی است . ولی ما به عنوان خواننده در طول داستان مدام از نامردی های آقای قاضی خواندیم ، هیچ صحنه ای دال بر محبت خاصی از طرف قاضی به دختر نمی بینیم که این تردید راوی برایمان قابل باور باشد . به نظرم اگر لابلای روایت های زن کمی از حسن های مورد توجه زن روایت می شد آقای قاضی کمی از حالت کلیشه ای اش بیرون می آمد و به عنوان شخصی خاکستری بیشتر پذیرفته میشد . به این صورت  برای من خواننده علت تردیدهای راوی باورپذیرتر می شد .

راوی زنی برونگراست . شخصیتی که دست به عمل می زند . مادامی که در مراسم خاکسپاری آقای قاضی حضور دارد می خواهد که با کنش خاص خودش هم روی دیگران ( زن و دخترهای قاضی و همکارهایش )تاثیر بگذارد و هم انتقام طرد شدن تحقیر آمیزش را از زندگی قاضی بگیرد . راوی امنیت خود را آسیب دیده می بیند و به این صورت خصومت در او رشد می کند .

همه ی وقایع داستان اعم از مراسم خاکسپاری و خاطرات گذشته ی زن و آقای قاضی در برف و سرما می گذرد که به نوعی حاکی از نبود گرمای عشق و مهر میان شخصیت های داستان است .

 داستان جاهایی دچار اطناب می شود . نویسنده در طول داستان سه بار اشاره به وجود " زن های طاق و جفت " فراوان در اطراف آقای قاضی می کند . ( صفحات 21 و 23 و 24 ) و یا پاراگراف آخر صفحه ی 22 ، اشاره به حضور خانم رحیمی منشی دفتر چه کارکردی در داستان داشته ؟ آیا حذف آن ضرری در داستان ایجاد می کند ؟





نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




آقای قاضی چه حكمی می دهید
    نویسنده: فرحناز علیزاده
    ناشر: گل آذین
    چاپ: اول، 1391
    


    زوال انسان و روابط انسانی و درگیری او با ارتباطات سردی كه میان انسان هاست تم اصلی داستان های مجموعه «آقای قاضی چه حكمی می دهید؟» است: تا جایی كه این موضوعات در عناوین داستان های مجموعه نیز نمود پیدا كرده است. فرحناز علیزاده، منتقدی است كه برای اهالی داستان نامی آشنا و شناخته شده است. منتقدی كه حضور پررنگ او را در مطبوعات كشور در چند سال اخیر به وفور دیده ایم و هم چنان می بینیم و شاید كمتر نویسنده یی باشد كه نقدی از او را نخوانده باشد یا بر اثر داستانی اش نقدی از فرحناز علیزاده نوشته نشده باشد. علیزاده اما حالادر قامت یك نویسنده حرفه یی خود را نشان داده است. یا بهتر اگر بتوان گفت، منتقدی كه حالاداستان هم می نویسد. چنان چه خودش نیز در مقدمه كتاب روی همین نكته اذعان دارد و می نویسد: «آشنایی با حیطه نقد، مصادف شد با كسب مقام دوم نقد ادبی در پنجمین جشنواره سراسری اصفهان در سال 86 و همین مرا كشاند تا كلاس های دكتر پاینده. چهار سال دانشگاه، دوره های تخصصی شهر كتاب، تا با دكتر نجومیان و شیوه های نقد به طور آكادمیك آشنا شوم. این جا بود كه دیدگاهم به جهان تغییر كرد و به نوعی بالغ شدم. ماحصل این آشنایی بیش از صد نقد مكتوب و سخنرانی در مكان های متعدد است... نوشتن داستان و لذت بردن از آن با من بود و ادامه یافت تا داستان «دست، سگ، ساعت» برگزیده جشنواره داستان بانه شد، و داستان «هیچ وقت دیر نیست» شایسته تقدیر در دومین همایش استانی رامهرمز و داستان «قوطی های سس» برگزیده جشنواره سراسری طنز مكتوب شد.»

لطفا ادامه را در سایت بخوانیدhttp://www.magiran.com/npview.asp?ID=2665910




نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




*((درهم تنیده))*

زائد ه های سفید چرکی که از زیر انگشت شصت پایم بیرون زده دوباره می خارد و مرا پای آینه می کشاند با تمام حرف های در هم تنیده ام نگاهم به دستانم می افتد گریه هام راهی حرف های در هم تنیدة نیامده ام می شوند ، لکه های سفید را که می بینم وحشت تمام تنم را می گیرد و یاد (زائده های سفید) فرهاد می افتم . یاد فرهاد تا پشت پلکهایم می آید و بعد کم کم تا درونم نفوذ می کند و تمام دردهایی را که هزار زحمت برای خواباندنشان کشیدم از جگر سوخته ام بیدار می کند ، فرهاد وقتی با بیماری دست و پنجه نرم می کرد کسی کنارش بود که التیام زخمش باشد اما من کسی که باید دیروزم را با او به فردا برسانم و التیام زخم باشد و یا حتی به فکر پیداکردن علنی یا حتی به پیشواز دکتر حمیدی برود به پیشواز قاضی رفته ، همان قاضی زبردست امیرمحمد اصلانی!! ( آقای قاضی چه حکمی می دهید ) باید بمانم یا بروم ؟ خوشحالم ...

لطفا ادامه داستان را بخوانید و نظر بدهید/ باتشکر از سارا رفیعی از دزفول که بعد خوانش کتابم این مطلب را برایم ایمیل کردند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :










لطفا ادامه عکس ها در وبلاگ علیرضا هوشیار دنبال کنید/ با تشکر از اوhttp://alirezahou.blogfa.com/post-716.aspx  






نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نقد کتاب فرحناز علیزاده/
نویسنده زن تا از دغدغه‌های خود نگوید نمی‌تواند جهانی شود
فرخناز علیزاده در نشست نقد مجموعه داستان خود با عنوان «آقای قاضی چه حکمی می‌دهید» گفت: تا زمانی که من بعد زنانگی‌ام را کاملا در داستان‌هایم بیان نکنم، نمی‌توانم بعد جهانی به خود بگیرم و حرفی بزنم که متعلق به تمام جغرافیای پیرامونم باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «آقای قاضی چه کمی می‌دهید» نوشته فرحناز علیزاده عصر روز یکشنبه 24 دی با حضور نویسنده، مهناز رونقی و فرزام شیرزادی در سرای اهل قلم برگزار شد.

در ابتدای این نشست رونقی با اشاره به داستان‌های این مجموعه، نقطه اتصال ژانرهای گوناگونی که علیزاده در داستان‌هایش از آنها بهره برده است را درونمایه و تم‌هایی دانست که دغدغه نویسنده است. وی افزود: مشکل زوال انسان و روابط  انسانی و درگیری او با ارتباطات سردی که در میان انسان‌ها حس می‌کند در داستان‌ها و روایت‌های علیزاده  به خوبی دیده می‌شود. او در واقع در قالب نویسنده نشان می‌دهد که دنیای ماشینی خسته‌اش کرده است و سعی دارد این خستگی‌ها و دلسردی‌ها را در داستانش بیاورد.

وی ادامه داد: نویسنده در این مجموعه داستان، با وجود انبوه ساحت‌های تجربه شده توسط خود،  تنها از ترس و ملال و دلزدگی حرف می‌زند و سایه وحشتی که او حسش کرده بر تمام داستان‌هایش افتاده است. در واقع همه آدم‌های داستان او به نوعی زنگ خطر برای آدم‌های امروزی به شمار می‌روند که مخاطب این نوشته‌ها هستند.

نویسنده مجموعه داستان «صندلی لهستانی» افزود: مجموعه داستان‌های علیزاده دارای هویت زمانی و مکانی خاص و از نقطه نظر جامعه‌شناسی هم دارای موقعیت مشخصی نیست. ما در این داستان‌ها تاریخ در روایت نداریم، ولی این داستان‌ها بیش از هر چیز تهران و ایران دهه قبل در ذهن متجلی می‌کند و فضا‌سازی‌های سنتی در آن بسیار به چشم می‌خورد. در واقع روابط و نقش‌هایی که او در داستان‌هایش نقل کرده است، کمتر میان مخاطبان امروزی داستان‌های علیزاده دیده می‌شوند.

رونقی در ادامه افزود: به نظر من علیزاده در ادامه کار داستان‌نویسی خود باید مخاطب داستانش را مشخص کند و به شکلی واضح، چه گفتن و به که گفتن را برای مخاطب خود تبیین کند.

نگاه زنانه برای نقد مردسالاری

این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به اینکه در این کتاب جدا از برخی داستان‌های تمثیلی و اسطوره‌ای با داستان‌های روانشناختی و جامعه‌شناختی نیز روبروییم، گفت: برخی از آدم‌هایی که در کار و زندگی‌شان آسیب‌های روانی جدی دارند در داستان‌های علیزاده با کابوس‌ها و رویاهاشان وارد شده‌اند و این ورود اتفاقا بسیار جدی است و نویسنده هم در این میان سعی دارد آن را به ویژه زمانی که فضای مردسالارانه حاکم بر خانواده را تداعی می‌کند، به نقد بکشاند. البته در این داستان‌ها به طور معمول با کهن الگویی از زن روبروییم و برخورد او با اجتماع را کمتر می‌توانیم مشاهده کنیم. سئوال من هم دقیقا در همین مورد است که آیا نمی‌شد در این داستان‌ها تصویر زیباتری از زنان در این کار ارئه داد؟

رونقی همچنین به داستان‌های گونه شگفت در این مجموعه اشاره کرد و گفت: مجموعه این داستان‌ها کار مدرنی است، اما نگاه آنها کلیشه‌ای است و همین باعث شده که یک نگاه سنتی در مجموع کار پدید آید که ‌می‌شد برای ساختارشکنی در این موضوع به ارائه یک فرم نوتر نیز دست زد.

وی همچنین گفت: این کتاب در مجموع نیازمند یک بازخوانی مدرن از موضوعاتی که به آن پرداخته شده، دارد، اما به همین شکل هم به اعتقاد من روایت هستی شناسانه‌ای از انسان امروز را در خود به همراه دارد  که از زبان یک زن راوی بیان می‌شود و چون نویسنده آن هم از قضا آدم روراستی است، می‌شود با آن همراه بود.

من داستان خودم را می‌نویسم

در ادامه این نشست فرحناز علیزاده نویسنده کتاب در سخنانی با اشاره به اینکه در داستان‌نویسی به دنبال مخاطب عام و یا خاص نیست، اظهار کرد: من داستان خودم را می‌نویسم و بر اساس آموخته‌های خودم پیش می‌روم. من در حال حاضر مخالف سردی و زوال عاطفی رایج بر جامعه خودم هستم و آن را در اثرم می‌آورم؛ چون باور دارم که جامعه ما هنوز تکانی به زن نداده است که او بخواهد تکان بخورد.

وی افزود: ما در این اثر با زنی روبروییم که درگیر جامعه و گفتمان آن است و نمی‌تواند تکان بخورد. تقابل‌های من در داستان‌هایم بیشتر از جنس تقابل زن و مرد است؛ چون در دوره‌ای این داستان‌ها را می‌نوشتم که این موضوع دغدغه من بود.

علیزاده با اشاره به نبود فضا و زمان در برخی داستان‌های خود نیز گفت: این موضوع را قبول دارم، اما می‌خواستم داستان‌هایم را سریع جمع کنم. در واقع معتقدم که برخی داستان‌ها را باید بدون فضا و زمان و به صورت جهانشمول نوشت تا بگوییم که اگر انسان در حال از بین رفتن است، تنها مخصوص موقعیت جغرافیایی ما نیست.

وی همچنین با اشاره به انتقاداتی که از زنانه‌نویسی داستان‌هایش شده است، گفت: من قبول ندارم که زنانه نویسی به کاری نمی‌آید. من به عنوان نویسنده زن، باور دارم تا زمانی که بعد زنانگی‌ام را کاملا در داستان‌هایم بیان نکنم نمی‌توانم بعد جهانی به خودم بگیرم. در واقع اول باید از خودم و دغدغه‌های خودم بگویم تا بعد از آن بتوانم به بعد جهانی نوشته‌هایم فکر کنم.

علیزاده جزیی‌نگری برای همذات‌پنداری در داستان نداشته است

همچنین در این نشست فرزام شیرزادی به عنوان منتقد در سخنانی اظهار داشت: من و همه کسانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند که در داستان‌نویسی اهل تعارف با کسی نیستم، اما در مورد داستان‌های علیزاده معتقدم که  با آثاری جذاب مواجهیم که واکنش آنها حس بطالت به ما نمی‌دهد و در واقع او از دغدغه‌های ذهنی خودش در این داستان‌ها سخن به میان آورده است.

وی افزود: اگر قبول کنیم که داستان از ابتدا یا بر مبنای موقعیت شکل گرفته و یا بر مبنای شخصیت باید بگویم که داستان‌های علیزاده در این مجموعه از حیث موقعیت خوب از کار درآمده است، اما گاهی داستان یک دفعه رها می‌شود و این یعنی جزیی‌نگری برای همذات‌پنداری با داستان‌ها در این کار وجود ندارد.

وی افزود: طرح داستان‌ها در این مجموعه بسیار خوب بوده و حس تعلیق و جذابیت زیادی داشته است، ولی حس کردم که برخی کلماتی که نویسنده به کار برده است کلمات و عبارات چوبک و هدایت است و ساخت خود او نیست و این یعنی نویسنده در مواقعی از نوشتن فرار کرده است.

نویسنده مجموعه داستان «سه‌شنبه قرقی» همچنین گفت: اگر مخاطب بتواند با داستان‌ درست ارتباط بگیرد، زنانه‌نویسی امر بدی نیست، فکر می‌کنم علیزاده هم سعی در چنین کاری داشته است، اما برخی از اصطلاحات زنانه و مردانه را جابجا به کار برده است.






نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




«آقای قاضی چه حکمی می‌دهید» نقد می‌شود
مجموعه داستان فرحناز علیزاده با عنوان «آقای قاضی چه حکمی می‌دهید» در سرای اهل قلم نقد و بررسی می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، نخستین مجموعه داستان فرحناز علیزاده با عنوان «آقای قاضی چه حکمی می‌دهید» 24 دی ماه در سرای اهل قلم نقد و بررسی می‌شود.

این مجموعه داستان در برگیرنده 12 داستان کوتاه علیزاده است که در پنج سال اخیر نوشته شده و گونه‌های مختلف داستان‌نویسی از جمله رئال، داستان‌های شگفت و گوتیک را دربر می‌گیرد.

برخی از عناوین داستان‌های این مجموعه که پیش از این تعدادی از آنها حائز رتبه در جشنواره‌های داستان نویسی نیز شده‌اند عبارت است از: زایده‌های سفید، آقای قاضی چه حکمی می‌دهید؟، قندیل‌های بی‌رنگ، فقط نگویید معذرت‌خواهی بود، خون روی جدول سیمانی، همش بهتونه، باید فاصله‌ها را در نظر داشته باشیم، مانای پدر، انبوه گزنه‌ها، شاید احتمالا حتما و یک کپه خاک.

این کتاب که در شهریورماه امسال از سوی نشر گل‌آذین منتشر شده است، روز یکشنبه 24 دی با حضور مهناز رونقی، اسدالله‌ امرایی و نویسنده با دبیری فرزاد شیرزادی از ساعت 16 در سرای اهل قلم نقد و بررسی می‌شود.

سرای اهل قلم :متروی ولیعصر/ خیابان انقلاب/ خیابان فلسطین جنوبی/کوچه خواجه نصیر پلاک  2


حکم آقای قاضی زیر تیغ نقد/ خبرگزاری آرتناhttp://www.artna.ir/fa/24618





نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نگارش به مثابه نمود
 
راضیه روحانی پورسوره
 

«زندگی مؤلف چیزی نیست جز نمود، اتفاق و تصادف؛ حضوری است عَرَضی و فرعی. اثر هنری خود همان است که باید جست‌وجویش کرد حتی بدون امید رسیدن به آن.» (هنری جیمز).نوشتار حاضر کوششی است به منظور بررسی مجموعه داستان «آقای قاضی چه حکمی می‌دهید؟» بر اساس نظریات ادبی رئالیسم و مدرنیسم؛ این مجموعه که شامل دوازده داستان کوتاه است به قلم فرحناز علیزاده در 120 صفحه اواسط سال جاری توسط نشر گلآذین به بازار کتاب راه یافته است.تنهایی، ملال، دلزدگی، بلاتکلیفی، بحران روابط انسانی و... همچنین وقایع و رویدادهای فراطبیعی، مؤلفه‌های بنیادین این مجموعه هستند. شمای مجموعه به دو گروه کلی قابل تقسیم است. گروه اول، داستان‌هایی در ژانر شگفت است که به ترتیب شامل: («زائده‌های سفید»، «قندیل‌های بیرنگ»، «خون روی جدول سیمانی») است که همگی راوی سوم شخص بیرونی دارند. و گروه دوم، داستانهایی در ژانر واقعگرای اجتماعی است که به ترتیب شامل: «آقای قاضی چه حکمی می‌دهید؟»، «فقط نگویید معذرت‌خواهی بوده»، «شاید، احتمالا، حتما»، «باید فاصله‌ها را در نظر داشته باشم»، «همهش بهتونه»، «فیش‌های پایان‌نامه»و «انبوه گزنه‌ها») است که همة آنها را به استثنای «فقط نگویید معذرت خواهی بوده» اول شخص روایت می‌کند. شاید اشارهای اجمالی در باب ژانر شگفت تا حدی ابهامات موجود در سنخ شناسی این ژانر را رفع کند؛ داستان شگفت به اعتبار روایت آنهم از نوع دیدگاه بیرونی، همچنین مرکزیت یافتن رخدادهای فرابشری و فراطبیعی در درون تم اصلی آن، به این نام خوانده شده است. در این ژانر موهومات جایی ندارند و این در حالیست که به همین نسبت امکان ارجاع بیرونی به جهان ملموس و واقعی نیز ممکن نیست. جهان داستان‌های شگفت به رغم ساختگی بودن و بعضا رخداد رویدادهایی فراطبیعی در درون داستان، استعاره‌ای طبیعی خطاب به جهان واقعی در بطن می‌پروراند. تودوروف معتقد است: «در داستان‌های شگفت از رویدادهای فوق بشری صحبت می‌شود. این رویدادها چنان عرضه می‌شوند که انگار نه انگار فوق طبیعی‌اند...»



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




ما و نشست‌های نقد ادبی

كسانی كه مرا می‌شناسند، می‌دانند كم در نشست‌های ادبی حاضر می‌شوم، ولی اخبار این نشست‌ها را می‌خوانم. بنابراین، فكر كردم خوب است چند نكته در این‌باره بنویسم.

اول اینكه، متأسفانه كم پیش می‌آید كتاب نویسندگان مستقل در نشست‌های ادبی مطرح شود. درواقع، بیشترِ كتاب‌هایی كه در نشست‌ها نقد می‌شوند، به توصیه‌ی كسانی كه با برگزار كنندگان نشست‌ها خط و ربطی دارند انتخاب می‌شوند. این یكی از آسیب‌های مهم جامعه ماست كه خودمان به آن پارتی‌پازی می‌گوییم. حیف كه جامعه‌ی ادبی هم به این مشكل دچار است!

دوم اینكه، كم پیش می‌آید كسانی كه برای نقد كتاب‌ها انتخاب می‌شوند، منتقد حرفه‌ای داستان باشند. بیشتر وقت‌ها، داستان‌نویس‌های تازه‌كار به‌جای منتقدان می‌نشینند و همین باعث می‌شود، از یك دیگاه خاص به نقد داستان بپردازند. راستش كم پیش آمده خودم از نقد داستان در نشست‌های ادبی چیزی دستگیرم بشود  و دانش‌ام درباره‌ی داستان افزون‌تر شود. شاید یكی از دلایل حضور كم كسانی مثل من در نشست‌های نقد ادبی، همین مشكل است.

سوم اینكه، به‌گمانم دوستان ما نیاموخته‌اند اگر چیزی هم از نقد ادبی می‌دانند، آن را به‌درستی و صادقانه بیان كنند. متأسفانه بسیار پیش می‌آید كه منتقدان با حب و بغض درباره‌ی داستان‌ها حرف می‌زنند. فراوان پیش می‌آید كه تحت‌تأثیر نام نویسنده قرار می‌گیرند و گاهی نیز غرض‌های شخصی را در نقدشان وارد می‌كنند.

حرف آخر و مهم‌تر از همه اینكه، علاوه بر اصول نقد ادبی، یك اصل اخلاقی باید در این نشست‌ها مدنظر باشد. ما اگر می‌پذیریم منتقد یك اثر ادبی یاشیم، به‌طور ضمنی پذیرفته‌ایم كه آن نوشته مقدار قابل قبولی ارزش ادبی و داستانی دارد كه برای خواندنش وقت صرف كرده‌ایم و به جلسه‌ی نقد آمده‌ایم. بنابراین، اگر یكسره از آن نوشته بد بگوییم و آن را خالی از همه‌ی ارزش‌های ادبی بدانیم، كار درستی نكرده‌ایم و اصول حرفه‌ای هم چنین روشی را تأیید نمی‌كند. به‌نظر من، اگر كتابی را كم‌ارزش می‌دانیم، نباید بر كرسی نقد بنشینیم یا حتی در نشستی كه برایش برگزار می‌شود شركت كنیم. بهتر است هم انصاف داشته‌باشیم هم بدانیم این نشست‌ها برای كمك به داستان‌نویسی است.





نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نشست «شبی با داستان» به عنوان هفدهمین نشست آخرین نشست نقد چهارشنبه در این دوره در محل کتابسرای روشن برگزار شد.


به گزارش بخش ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ابتدای جلسه سیروس نفیسی مجری نشست به سابقه نقد چهارشنبه در کتابسرای روشن اشاره کرد و از دست‌اندرکاران و همراهان این جلسات، مسؤولان کتابسرای روشن و کسانی چون علیرضا بهرامی و هرمز همایون‌پور تشکر کرد.

پس از بحث درباره کتاب "چتر کبود" و در ادامه جلسه، به بررسی مجموعه داستان "آقای قاضی چه حکمی می‌دهید؟" از فرحناز علیزاده پرداخته شد. در ابتدا سیروس نفیسی به معرفی نویسنده و اثرش پرداخت و گفت: "مجموعه داستان "آقای قاضی چه حکمی می‌دهید؟" در سال 91 توسط نشر گل‌آذین منتشر شده است و شامل 12 داستان کوتاه است. خانم علیزاده در حوزه نقد در مطبوعات و محافل مختلف خیلی پرکار هستند، داور چند جشنواره بوده‌اند و مدرس داستان‌نویسی هم هستند و اولین کارشان در مجموع، کاری روان و قابل بحث از کار درآمده."

در ادامه، علیزاده بخشهایی از داستان اول کتاب را با عنوان "زائده‌های سفید" برای حضار خواند و سپس آیت دولتشاه به عنوان اولین منتقد درباره این کتاب گفت: "هر چند به فعالیتهای ادبی و تلاش خانم علیزاده در این کتاب احترام می‌گذارم، اما در کل این مجموعه داستان به عنوان مخاطب مرا اقناع نمی‌کند، چون سطح انتظارم از ایشان به عنوان مدرس و منتقد بالاتر است. در این مجموعه تئوری‌زدگی بیش از اندازه وجود دارد، چیزی که فکر می‌کنم به بعد خلاقه کمکی نکرده است. به نظر من "فیشهای پایان‌نامه" بهترین اثر این مجموعه است، آن هم به این خاطر که تئوری و مثلا چیزی به نام انگیزه روایت که به نظر می‌رسد در بسیاری از داستانهای مجموعه از نکات مهم برای نویسنده بوده است، در این داستان با محتوای اثر هم مجموعا هماهنگ است. در داستانهای دیگر اما انگیزه روایت به شکل خوبی اجرا نشده و فکر می‌کنم بیش‌ترین ضربه را هم عنصر انگیزه روایت به داستانها زده. نکته دیگر سرگردانی ژانر در داستانهاست که نمونه‌اش داستان "قندیلهای بی‌رنگ" است که در بستر یک ژانر رئال، وارد ژانر دیگر و یک فضای دیگر می‌شود. در این داستان سوال این است که مثلا این برف از کجا می‌آید که با وجود کیپ بودن تمام درزها باز هم همه خانه را برف می‌گیرد و در نهایت هم که فضا به سمت تمثیلی شدن اما نه به خوبی و به درستی، پیش می‌رود. نکته دیگر در این داستانها این است که نویسنده علاقه زیادی دارد که چند خط داستانی را همزمان پیش ببرد، مانند داستان "خون روی جدول سیمانی". نکته آخر اینکه من با این گفته که داستانهای این مجموعه با مفهوم زن و دغدغه‌های زنانه سرو کار دارند، چندان موافق نیستیم."

سپس پریا نفیسی به ارائه دیدگاه‌هایش درباره مجموعه داستان "آقای قاضی چه حکمی می دهید؟" پرداخت و گفت: "این مجموعه به دلیل تنوع در زاویه دید، محتوا، مضمون و ... شاخص است. و فکر می‌کنم این تنوع، مجموعه را خواندنی کرده و این خودش یک امتیاز برای کار به حساب می‌آید و خواننده به خاطر همین تنوع است که مجموعه را می‌خواند. البته در کتاب، ما با داستانهایی روبه‌رو هستیم که دارای ویژگی‌هایی هستند که انگار تکرار شده‌اند و این قضیه ممکن است برای خواننده تازگی نداشته باشد. این مجموعه در حقیقت تجربیات مختلف خانم علیزاده است که در این چندساله داشته و در نهایت به صورت این مجموعه داستان در اختیار خواننده قرار گرفته است. البته در اینجا باید به دو داستان مجموعه اشاره کنم که به نظرم قدری متفاوت‌ترند، داستان "باید فاصله‌ها را در نظر داشته باشیم" و "یک کپه خاک" که در آنها خصوصیات مربوط به زنها به شکلی نه چندان معمول و آشنا ارائه شده است و در واقع ویژگیهای خاص‌تری از زنان معاصر را ارائه می‌دهد. می‌دانیم که مردها معمولا دوست ندارند درباره ترسهایشان صحبت کنند و زنها هم خط قرمزشان این است که دوست دارند بیشتر مورد توجه باشند و نویسنده در این دو داستان، از این خط قرمز معمول و مرسوم زنانه عبور کرده است. داستان "قندیلهای بی‌رنگ" هم به نظرم داستان خوبی است. در این داستان با آمدن برف، رابطه زن و مرد داستان هم به سردی گرایش پیدا می‌کند. از گرمی شروع می‌شود و اندک اندک همه چیز به سردی می‌گراید؛ داستانی که ابعاد مختلف دارد و مثلا می‌بینیم که در نهایت این سردی فراگیر (ناشی از برفی که ظاهرا باید زیبایی و رحمت را با خودش آورده باشد)، به جامعه هم تسری پیدا می‌کند."

لطفا ادامه را در ایسنا حتما بخوانید و نظر بدهید





نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یادداشتی بر مجموعه داستان " آقای قاضی چه حكمی می دهید؟"   

 

                                            

 نوشته: معصومه چاوشی  /نویسنده کتاب  ماه تمام(نشر آموت)

مجموعه حاضر شامل 12 داستان كوتاه است كه هر كدام از داستان های آن حول محوری جداگانه می چرخد . تنوع داستانی مجموعه اولین نقطه امتیاز كتاب است. داستان ها حول محور های زیر است: زیست بوم – شگفت – روانشناسی- فانتزی و تخیلی – فرا واقع گرایانه و معناگرا. اما تعداد داستان هایی كه مضمون اصلی اثر را موضوع روانشناسی و برداشت های متفاوت اجتماعی تشكیل می دهد در كل مجموعه بیشتر است.

آنچه در این تعداد داستان ها به چشم می خورد بررسی موشكافانه و تحلیل گرایانه نویسنده از این نوع سوژه ها است. با آنكه در طول داستان برتری علمی روانشناسی یعنی بررسی علت و عامل بیماری ، ریشه ها،‌ خاستگاه ، علائم بالینی یا بیرونی و درمان آن ها آنچنان برجسته سازی نشده كه خواننده را به اشتباه به اثری حول محور یك بیماری سوق دهد؛ بلكه به هر موضوع از دیدگاه صرفاً جامعه شناسانه نگاه شده كه می توان طی این رویكرد بازتاب های گسترده اجتماعی  چه در جامعه شهری و چه در جامعه روستایی ( داستان انبوه گزنه ها) حول آن ناهنجاری یا هنجار شكنی مورد نظر را به خوبی دریافت كرد. نویسنده با چیره دستی  در این داستان ها ورود كرده است و با انتخاب پرسوناژ هایی كه تمامی آنها را زنان تشكیل می دهند به بررسی آنها پرداخته  است.

در داستان  خون روی جدول سیمانی، كل اثر حول بیماری اسكیزوفرنیا می چرخد. تشریح این شخصیت در طول یك اثر كوتاه عالی از آب درآمده است. با آنكه در صحنه های كوتاهی علت بیماری هم توضیح داده شده است و نهایتاً ختم جنون با مرگی ناخواسته رقم می خورد. مسئله جنسیت می توانست در این رمان مستتر بماند . زیرا به قدری پرداخت داستانی مناسب بوده كه جای تأسف را بر دل ما می گذارد . چه اصراری بر زن بودن این پرسوناژ وجود داشته ؟!



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




داستان کارگاهی، داستان غیرکارگاهی


 

علیرضا ا جلّی
 

در اینکه داستان کارگاهی یک کیفیت است یا نه، یا اگر داستان و نویسنده از دل یک کارگاه بیرون نیامده باشند خلاقانه‌تر خلق می‌شوند، بحث بسیار است. کارگاه کیفیت آثار را بالا می‌برد؟ یا چشمه خلاقیت را می‌خشکاند؟ به هر رو در ادبیات داستانی بسیاری از نویسندگان تاثیرگذار هستند که از دل همین کارگاه‌ها بیرون آمده‌اند. اما به واقع داستان کارگاهی چه ویژگی‌هایی دارد. در این بین نگاهی به مجموعه داستان «آقای قاضی چه حکمی ‌می‌دهید؟» اثر فرحناز علیزاده می‌اندازیم. اول ویژگی این‌جور داستان‌ها تو ژانر بودن، باربطی و باورپذیری ا‌ست. چنانچه در هر 12 داستان مجموعه داستان علیزاده توژانرنویسی رعایت شده است. چفت‌وبست داستان، رسیدن از نقطه اول، گردش و دوباره رسیدن به همان نقطه اول. در زائده‌های سفید مشکل فرهاد و راوی آنقدر درست رئالیزه شده که حتی اگر این بیماری مابه‌ازای بیرونی هم نداشته باشد، مخاطب قبولش می‌کند.

http://armandaily.ir/?NPN_Id=178&pageno=9



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب مربوط به کتاب« آقای قاضی چه...؟»، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :